وارش اسپرت – تارنمای هواداران داماش گیلان_علی عابد:
این رسمش نبود آقا مهدی
دوستت داشتیم و دست رفاقتی عمیق سمتت دراز کرده بودیم…
بگذار از روزهای اول آمدنت در رشت برایت بگویم که شاید به خاطر بیاوری رسم پسران باران از مهمان نوازی را!
از روزهای اول آمدنت و تمرینات داماش و صف طویل بچهها برای دیدن شما که شاید شانس بیاورند و عکسی به یادگار با شما بیاندازند.
ما شما را دوست داشتیم آقای مهدوی کیا
از همان بازی اول فریاد "اسطوره آسیا… مهدی مهدوی کیا" سر دادیم و هر بازی به شدت شما را تشویق میکردیم. حتی در آن روزهایی که شاید روزت نبود…
در هفتههای اول فصل بدترین بازیها و نتایج را دیدیم اما دهانمان را هرگز به توهین به هیچ بازیکنی آلوده نکردیم، ما همچنان پشت تیم ایستادیم و سکوهای ورزشگاه شهرمان را پُر کردیم به امید روزهای بهتر!
آنوقت چگونه میتوانیم به شما توهین کنیم؟ شمائی که چون امانتی بر چشمانمان گذاشتیم و با دیدنتان حس غرور میکردیم!
آقای مهدی عزیز بگذارید از روزهای بهتر داماش بگوییم، وقتی که در انزلی بازی را پیروز شدیم و وقتی به سمت هواداران آمدید و پیراهنتان را سمتشان پرتاب کردید چه جدالی بود سر تصاحب لباس کیا!
متن کامل در ادامه مطلب
آقی مهدی، شرط رفاقت این نبود، شما را دوست داشتیم و مطمئن باش درک میکردیم که به پرسپولیس تعلق خاطر دارید و آرزویتان اینست که در پرسپولیس بازیتان را تمام کنید! میتوانستید با خیال راحت بروید و بدانید که مردم رشت هم برای شما آرزوی موفقیت میکنند و از خود خاطرهای خوش به جا میگذاشتید.
رسم رفاقت این نبود… به ولله این نبود! کاش از آن شجاعتی که داشتید کمی دراین قضیه استفاده میکردید و فحاشی که نه، شاید اعتراض ۴ هوادار ناراضی را بهانه برای رفتن از داماش نمیکردید…
شاید این موضوع برای شما چیزی نباشد، اما این تهمت ناجوانمردانه، دستمایه افراد و کسانی شد که منتظر بودند تا رشت را که گویا به آن نیامده رنگ خوشی را ببیند، سیبل توهین و فحاشی کنند! حرفها و عقدههای خودشان را بیرون بریزند و موضوع شما را پیراهن عثمان و…
ما چه جفایی در حق شما کردیم که با ما اینچنین کردی؟
این انصاف است مهدی عزیز؟
آقا مهدی شما یک بازیکن حرفهای هستید، در فوتبال اروپا بازی کردهاید و رسم و رسوم حرفهای گری و نقد پذیری را میدانید اما رفتی و با حرفهایت مجال را برای کرکسانی که از اوج گرفتن داماش سخت پریشان بودند باز کردی…
اینکه شما در استارتها و… جا میماندی و آن موشک هامبورگ نبودی، انتظاری نبود، اینکه در بازی با پرسپولیس اشتباه شما باعث باخت شد، در آن هم اعتراضی نبود اما باور کن قابل قبول نیست که اعتراض ۴ هوادار را که ما هم محکومشان میکنیم را به کل رشت نسبت میدهی و قهر میکنی و میروی!
به یاد دارم روزهای سخت شما را در هامبورگ در روزهایی که پاگلزدورف تیم شما را ترک کرده بود و شما بازیهای خوبی به نمایش نمیگذاشتی وحتی مورد غضب هواداران بودی، چقدر مردانه جنگیدی برای حفظ جایگاهت و به هدف رسیدی!
اما اینبار پا پس زدی؟ آن کجا و این کجا؟ شاید مهدی مهدوی کیا در سرش سودای دیگری داشت و اعتراض هواداران بهانه ای بیش نبود!
در روزهایی که بیعدالتی و ناداوری اشک در چشمان همان هوادارانی که برای شما هورا میکشیدند جمع کرده، شما با این رفتارتان نه تنها دست و مرهمی بر زخمشان نشدی، بلکه ضربهای شدی کاریتر و برندهتر بر زخمهای تنشان، دلمان خوش بود که تجربه و معرفت شما در این روزهای سخت که "هر دم از این باغ بری میرسد" پشت و پناه ما باشد! پس تجربه مهدوی کیا و مدیریتش و معرفتش کجا باید به داد ما برسد؟
مهدی عزیز، ما بازیکن غیر بومی و بومیان را جدا نکردیم و چون پاره تنمان دانستیم! میلاد زنیدپور، جهانگیر عسگری، فراهانی و… همه را دوست داریم و در قلبمان جا دادیم چرا که برای تیممان زحمت کشیدند و میکشند!مهدی مهدوی کیا که جای خود دارد! بیانصاف نباش و بیا و در همین رسانههایی که این روزها با این گفتههایت آب را برایشان گل آلود کردی تا ماهی بگیرند و وجهه مردم رشت را خراب کنند، حرف حق را بگو
ما شما را دوست داشتیم و دوست داریم
ما قدر شناس زحمتهای شما بودیم و هستیم…
قلب مردم رشت رنجیده خاطر از اسطوره است، برایشان اسطوره باقی بمان…