وارش اسپرت – تارنمای هواداران داماش گیلان: کما فی السابق و در راستای یکی از اهداف وارش اسپرت که همان ارج نهادن به پیشکسوتان است باز هم به سراغ یکی از پیشکسوتان شهر بارانهای نقرهای رفتیم اما اینبار با توجه به نزدیک بودن داربی گیلان در بخشی از مصاحبه متفاوتتر عمل کردیم. پیش از بازی رفت در نیم فصل اول به سراغ پیشکسوتی رفتیم که متولد انزلی بود و در رشت و انزلی سابقه بازی داشت و در تصمیم گرفتیم سراغ شخص دیگری برویم که سابقه حضور در هر دو تیم را داشته باشد.
حمید رستمی بازیکن خوش تکنیکی بود که در سن ۳۱ سالگی از فوتبال خداحافظی کرد. بازیکنی که هرچقدر پرس و جو کردیم تا حواشی از دوران ورزشیاش پیدا کنیم موردی گیرمان نیامد. حمید رستمی در آستانه الگیلانو معتقد است ۹۰ دقیقه فوتبال ارزش این را ندارد که فرهنگ گیلانی را زیر سوال ببریم و همچنین برای داماش شانس بیشتری برای برد قائل شد. . او از گلزنیاش برای سپیدرود در مقابل ملوان به عنوان بهترین خاطرهاش در دربی یاد میکند. مصاحبه اختصاصی وارش اسپرت-تارنمای هواداران داماش گیلان با حمید رستمی یکی دیگر از پیشکسوتان فوتبال شهرباران را در ادامه میخوانید…
varesh-sport.com: بیوگرافی خودتان را برای خوانندگان وارش اسپرت بفرمائید؟
حمید رستمی هستم متولد ۱۳۵۰ در خیابان عارف تهران. لیسانس جغرافیای انسانی گرایش برنامه ریزی شهری را دارم و در شهرداری رشت مشغول به کار هستم. وقتی سه سالم بود به دلیل شغل پدرم به کرمانشاه رفتم ولی پدر ومادرم اصالتا گیلانی هستند و من هم از سال ۶۴ به رشت آمدم.
اولین تیمم در رده نوجوانان تیم دخانیات بود که آقای مژدهی صاحب تیم بودند و محل تمرینش نیز پارک شهر بود. سال ۶۶ به نوجوانان قدس رفتم که بهزاد داداش زاده هم در آنجا بازی میکرد و توانستیم با آن تیم قهرمان رشت بشویم. سال ۶۷ ایرانمهر رشت که تیم بزرگسالان خوبی را داشت تیم نوجوانان قدس را زیرمجموعه تیم خودش کرد و آن سال هم ما نائب قهرمان رشت شدیم. سال ۶۸ اکثر بازیکنهای بزرگسال ایرانمهر رفتند و باشگاه هم جوانان را جایگزین آنها کرد که در سال ۶۹ توانستیم ایرانمهر را به لیگ گیلان بیاوریم…
متن کامل مصاحبه در ادامه مطلب
سال ۷۰ آقای صومی به من پیغام داد که به سپیدرود بروم… خب سپیدرود هم تیم بزرگی بود و در آن برههٔ زمانی بازیکنانی مثل افشین ناظمی، علی ناصح، سیدعلی محمدی و… در سپیدرود حضور داشتند. من حتی انتظار نداشتم در اولین بازی به صورت فیکس بازی کنم چون در سپیدرود و ملوان باید مدتها دور زمین میدویدیم ولی آقای صومی این لطف را به کردند و در اولین بازی من را به زمین فرستادند که از آن موقع بود که در فوتبال ایران استارت من هم خورده شد.
سال ۷۴ تا ۷۷ در ملوان حضور داشتم که دوسالش به دلیل خدمت سربازی بود و سال ۷۸ در حالی به شهرم برگشتم که با پاس تهران قرار داد داخلی بسته بودم و حتی پرسپولیس هم من را میخواست و حتی قول گرفتن رضایت نامهام را هم داده بودند. سال ۸۰ هم به مدت یک سال در پیکان بازی کردم و از فوتبال خداحافظی کردم. امسال هم به عنوان مربی امیدهای داماش گیلان مشغول به کار هستم.

varesh-sport.com : یکی از انتقاداتی که به حمید رستمی خوش تکنیک وارد میشده این بوده که او در انتخاب تیم هاش دقت نمیکرد؛ نظر خودتان در این مورد چیست؟
تا حدودی این مسئله را قبول دارم! من وقتی از سپیدرود به ملوان رفتم باید از همانجا به تهران میرفتم!
varesh-sport.com : دلیل جدا شدنتان از استقلال رشت و رفتن به پیکان چه بود؟ به نظر میرسد این تنها حاشیه عمر فوتبالیتان بوده باشد!
جواب این سوالتان را سعی میکنم کامل شرح دهم تا خوانندگان سایت شما بیشتر در جریان قرار بگیرند. البته کسانی که در آن زمان مسئولیتی در باشگاه داشتند میتوانند در مقابل حرفهای من دفاعیاتی را داشته باشند.
سال ۷۹ وقتی قرار دادم رو به اتمام بود دو تا از بازیهای فصل به سال بعد موکول شده بود که از سازمان لیگ استعلام کردیم و سازمان لیگ هم در جواب گفت که شما میتوانید این دو بازی را هم بدون قرار داد از این بازیکنان استفاده کنید ولی مسئولین باشگاه نامه را به ما نشان ندادند و گفتند سازمان لیگ گفته شما نمیتوانید بدون قرار داد بازی کنید. من گفتم پس باید یک رضایت نامه برای من صادر کنید که اگر بخواهم بروم بلامانع است که مسئولان تیم از این حرف من ناراحت شدند!
خلاصه برایم رضایت نامه را صادر کردند و در آن متذکر شدند این رضایت نامه برای سال ۷۹ و ۸۰ است. من هم کمی فکر کردم و فهمیدم منظورشان این است که اگر ما رفتیم که رفتیم وگرنه باید سه سال برای تیم بازی کنیم! دیدم معلوم نیست چقدر میخواهند پول بدهند و با منی که این همه مدت هست دارم برای این تیم تلاش میکنم چنین برخوردی میشود، و این شد که از آنها شکایت کردم که سرانجام هم رای به نفع من صادر شد و باشگاه مذکور هم به دلیل سو استفاده از عدم آگاهی بازیکن محکوم شد و من هم میتوانستم از این تیم جدا شوم.
البته من دوست نداشتم از این تیم جدا شوم چون به نظر من بازیکنی مثل من نباید در سن ۲۹ سالگی از تیم شهرش برود اما دلایلی برای اینکارم داشتم.
varesh-sport.com : در چه سنی از فوتبال خداحافظی کردید؟
۳۱ سالگی
varesh-sport.com: به نظرتان زود نبود؟!
من از طریقی به تیم پگاه برگشتم و با این تیم تمرین هم کردم ولی حتی مسئولان تیم هم تمایلی به تمرین کردن من با تیم نداشتند و بعضیها رفتند به آقای افشاریان (مدیرعامل وقت پگاه) گفتند که حمید رستمی مسن است و نباید در تیم باشد در حالی که سیروس دین محمدی ۳۵ ساله، رضا حسن زاده ۳۸ ساله که هفت سال از من بزرگتر بود و همینطور رامیزمحمدف ۳۷ ساله که همگی چندین سال از من بزرگتر بودند را به تیم آوردند ولی…
varesh-sport.com : از آنجایی که داربی گیلان یا به قول جوانان گیلانی «الگیلانو» نزدیک است، قصد داریم سوالات مصاحبه را هم کمی به این سمت سوق دهیم.
آقای رستمی چند داربی در کارنامه شماست؟
فکر کنم ۴ داربی را تجربه کردم.
varesh-sport.com : سابقه گلزنی در داربی را هم دارید؟
سال ۷۰ بود که با سپیدرود مقابل ملوان در رشت قرار گرفتم و با ضربه سر از روی سانتر آقای شیرپور تونستم دروازه ملوان را باز کنم و این به نوعی بهترین خاطره من به شمار میرود. دو تا پاس گل هم در داربیها دادهام.
varesh-sport.com : در چه پستی بازی میکردید؟
من هافبک بودم و بیشتر نقش پاسور را داشتم.
varesh-sport.com : وقتی با ملوان در مقابل تیم استقلال رشت قرار گرفتید برخورد مردم رشت با شما چگونه بود؟
برخورد بدی نکردند و به جرات میتوانم بگویم دراین مدت چه در رشت بازی کردم و چه در انزلی، هیچ توهینی از هیچ طرفی نشنیدم.
varesh-sport.com : دلیل این مسئله چه بود؟! چون بازیکنان دیگری را هم داشتیم که شرایطی مثل شما داشتند و درهر دو تیم بازی کردند اما عکس این قضیه برایشان اتفاق افتاد.
خب من فکر میکنم بعضی از بازیکنان به غیر از بازی کردن دوست داشتند در بعضی از مسائل دیگر هم دخالت کنند!
varesh-sport.com : شرایط شما در انزلی چطور بود؟ آیا درست است که از داخل تیم به شما فشارهایی وارد میشد؟!
در انزلی فوتبال بازی کردن برای غریبهها سخت است و البته من میگویم این کار انزلیچیها درست است که به همین راحتی برایت جا باز نمیکنند! به نظر خودم نسبت به تلاشی که کردم حقم را گرفتم و در سه سالی که در آنجا حضور داشتم توانستم هر سه سال را فیکس بازی کنم و کمتر بازیکن رشتیای بود که برود آنجا و بخواهد راحت بازی کنه.
در مقطعی آقای صالح نیا تشریف بردند و آقای ایراندوست سرمربی شدند و من هم سال آخر سربازیم بود، وقتی که ملوان از استقلال رشت در رشت شکست خورد بعد از مدتی آقای ایرندوست و در قالب یک نقل قول ازدیگران به من گفتند چون شما سال آخر سربازیتان است و میخواهید سال بعد به استقلال رشت بروید دوست ندارید ملوان قهرمان شود و من را فرستادن تا با لباس خدمت سربازی، خدمتم را بگذرانم!
بعد از ۲۰ روز افرادی رفتند با آقای ایراندوست صحبت کردند و من دوباره به تمرین برگشتم. بعد از مدتی آقای ایراندوست آمدند به من گفتند من در مورد شما اشتباه فکر میکردم و میخواهم که سال بعد را هم در این تیم بمانی که دیگر نماندم. شاید تنها نقطهٔ تلخی که در ملوان برای من پیش آمد این مساله ناخوشایند بود.

varesh-sport.com : از گذشته دور شویم و برسیم به امسال. داربی نیم فصل اول را چطور دیدید؟ مسابقهای که مصادف شد با زمین گیر شدن قوی سپید توسط مردان داماش شهر باران.
همیشه برد تیمهای رشتی در انزلی برای رشتیها لذت بخش بوده است آن هم بعد از سالیان زیاد که تیمهای رشت در انزلی بردی نداشتد و با توجه به فوتبال بینقصی که داماش در آن بازی از خودش به نمایش گذاشت. من حتی در بین هواداران دو تیم شنیدهام که میگویند: قهرمانی را نمیخواهیم اما داربی را ببرید.
varesh-sport.com : شرایط تیم محبوب مردم رشت در بازی برگشت را با توجه به اینکه شرایط مالی تاثیر منفی برتیم گذاشته را چگونه میبینید؟!
درست است که باشگاه شرایط بحرانیای را دارد اما بازیکنی که میخواهد به زمین برود باید به خاطر هواداران هم که شده بهترین بازیاش را ارائه کند. من به شما قول میدهم به خاطر این هواداران هم که شده مشکلات مالی را فراموش میکنند چرا که اگر آن بازیکن این کار را نکند اول به خودش خیانت کرده است. من هیچ وقت فوتبال را پیش بینی نمیکنم ولی میتوانم با تمام این اوصاف بگویم که داماش در این بازی برتریهای خاص خودش را دارد.
varesh-sport.com : از بازیهای داماش در این فصل حمایت بسیار قابل توجهی انجام شده است و به نظر میرسد داماش خیلی زود به دل هواداران نشست، در حالی که پگاه در ابتدا خیلی سخت توانست در دل هواداران جا باز کند، به نظر شما دلیل این محبوبیت چیست؟
به نظر من ریشه داماش بر میگردد به همان تیم پگاه و به همین دلیل ریزش هوادار نداشت چون الان نسل جدیدی به فوتبال آمدهاند و دیگر کمتر آن هواداران قدیمی استقلال رشت را میبینید.
varesh-sport.com : شما اکنون یکی از مربیان تیم پایه هستید، چرا تیمهای پایه ما مدت هاست که به تیم بزرگسالان بازیکنی نمیدهد؟
یکی از دلایلش این بود که مربیهای غیربومی میآمدند و نمیتوانستند به جوانان ما اعتماد کنند. آقای مهرداد خوش تراش و مهرگان گلبرگ از تیمهای پایه ما رفتند تیم بزرگسالان که متاسفانه هر دو مصدوم شدند! بعد از آقای دینورزاده، آقای قاسمپور آمدند که دیگر آن فضا برای حضور پایه فراهم نبود. ولی مطمئن باشید در فصل بعدی ۴ تا بازیکنای تیمهای پایه به بزرگسالان میروند.
varesh-sport.com : کمی از بحث فوتبالی فاصله بگیریم و از بعد فرهنگی به این داربی نگاه کنیم، سال هاست که استادیومهای رشت و انزلی محلی برای فحاشی به گیله مردان و گیله زنان شده، در زمان شما چطور بوده است؟
اگر این چیزی است که الان میبینید، مطمئن باشید از قبل هم بوده که الان هم وجود دارد. یک بچه ده ساله را به استادیوم میآوریم و وقتی او دو تا فحش بشنود در ذهنش میماند و بعد از چند سال وقتی که بزرگتر شد، میشود یک طرفدار تیم، همه ما هم میدانیم که انسانها در بعد منفی همیشه قویتر هستند!
varesh-sport.com : دلیل این فحاشیها چیست؟ استانها و شهرهای دیگر کشور هم داربی دارند ولی اینقدر حواشی وجود ندارد.
درست است. شاید آنجا این حساسیتها وجود ندارد اما به طور کلی بگویم که اگر من برای خودم شخصیت قائل باشم اصلا اجازه نمیدم که از دهنم فحش بیرون بیاید.
varesh-sport.com : باید چه کنیم تا جلوی این فحاشیها گرفته شود؟
من به عنوان یک پیشکسوت فقط میتوانم که خواهش کنم این فحاشیها را کنار بگذارند ولی به نظر من باید در میان این برنامههای ورزشی روانشناسان و جامعه شناسان را بیاورند تا با هواداران صحبت کنند وگرنه اینکه ما بیاییم و یک سری درخواستها را بکنیم و خواهش کنیم راه به جایی نخواهد برد.
varesh-sport.com : سوالهای ما تمام شد؛ صحبت پایانی شما با هواداران پرشور داماش و بازدیدکنندگان وارش اسپرت به عنوان ختم این مصاحبه. .
من از خوانندگان سایت عذر خواهی میکنم که نمیتوانم مثل بقیه پیشکسوتان گیلکی صحبت کنم ولی من خونم گیلک است و هرجا هم رفتم گفتم که گیلانی هستم و هیچ وقت هم این مسئله را کتمان نمیکنم. از مردم و هوادارن تشکر میکنم که همیشه آمدهاند در سرما و گرما تیمشان را تشویق کردند. با داد و فریادهای آنها بوده است که حمید رستمی توانسته حمید رستمی بشود. در پایان به عنوان یک خواهش میخواهم بگویم که با بد و بیراه گفتن هیچ چیزی درست نمیشود، به خاطر فرهنگ غنی گیلان که تمام ایران برایش ارزش قائلند، سعی کنیم از توهین دوری کنیم. ما شخصیتهای بزرگی مثل پرفسور سمیعی، پرفسور رضا، دکتر بهزاد و… داریم به اینها فکرکنید… فوتبال نود دقیقه است و سعی نکنیم شخصیت و فرهنگمان را در نود دقیقه زیر سوال ببریم.
مصاحبه از: مازیار – مهرداد
عکس: علی خیرخواه
یک پاسخ
مصاحبهای بسیار زیبا بود.آقای حمید رستمی وقتی در مدرسه ومحل بازی میکرد بهش دیگو مارادونا میگفتتند همکلاسی مدرسه راهنمایی مادبودند در آن زمان ما چه در مدرسه و محلاتی که هر ساله کاپ برگذار میشد بازیکنان خوش نقش وبا استعدادی در رشت داشتیم که به تیم امید ایران نیز دعوت ودر بازیهای آسیایی نیز حضور داشتند آقای رستمی از همون اول بسیار خوش تکنیک وبا استعداد بودند من فکر میکردم ایشون بزرگ شوند حداقل بازیکن مثل ناصر محمد خانی وعلی کریمی بشود البته دورهٔ ایشان یک کم قبل تر از بازیکنانی مثل آقای کریمی بودند ایکاش میرفتند پرسپولیس افسوس آن دوره دور فوتبال نسل رشت نبود الان هم نیست کی میخواهد باشد ؟!اون موقع هم درس خوندن ودانشگاه قبول شدن و فوتبال کردن کار بسیار سختی بود.اما ايشان در هر دو میدان موفق بودند. بسیار جای وقاحت دارد مرکز هیچ استانی اینطوری نیست پس از گذشت سالها مرکز استان با این همه هوادار حتی یک تیم در لیگ برتر ندارد.به دلیل بی توجهی مسوولین گیلان، مصاحبه آقای مازیار زارع ر پس از باخت تیم ملوان در مقابل تیم استقلال را دیدم حرفهای ايشان شبیه حرفهای آقای نظر محمدي وگلمندی از ناداوری،بسیار حائز اهمیت وبرای مردم رشت وانزلی مشهود است ودر این خصوص که مرکز نشینی های پایتخت نمی خواهند تیمهای شهرستانی از گیلان با وجود استعدادهای فراوان در مقابل آنها قد علم کنند یک سرچ بزنید اینترنت نوشته دخالت افراد سیاسی در تیم های مثل سپیدرود باعث ایجاد مشکل میشود البته اخیر موضع گیری تیم ملوان در مورد جذب بازیکن های با استعداد رشتی وگیلانی بسیار اشتباه است فقط ورزش فوتبال نيست در والیبال هم گیلان افت کرده وتیم والیبال داماش منحل شده در بوکس هم همینطور ودر کشتی هم همین طور مشکل ما فقط ورزش نیست کارخانجات و صنعت واشتغال وتجارت مسائل عمران شهری وخیابان سازی وحتی فرهنگ رانندگی ? مشکل دارد ومسوولین استانی وشهر می بایست بهینه تر فکر کنند .