وارش اسپرت – تارنمای هواداران داماش گیلان: پس از قطعی شدن ترانسفر علیرضا جهانبخش به باشگاه N. E. C هلند، وارش اسپرت به سراغ او رفت و در مصاحبهای تفصیلی و البته متفاوت به گفتگو با وی نشست. قسمت نخست این مصاحبه را در ادامه خواهید خواند…
varesh-sport.com: میدانستی با ترانسفر شدنت به اروپا برای چندمین بار است که نام یک تیم رشتی و شهرستانی را به اروپا وصل میکنی؟
بله، اگر اشتباه نکنم مازیار ربیعی فر اولین فوتبالیست از رشت بود که به فوتبال اروپا ترانسفر شده بود.
برای مشاهده بخش اول مصاحبه به ادامه مطلب مراجعه فرمائید
varesh-sport.com: بعد از رفتنت باز هم پیگیر خبرهای داماش هستی؟
قطعا. همیشه داماش در فکر و ذهنم است و هیچ وقت نمیتوانم داماش را فراموش کنم. من مدیون تمام افراد این مجموعه مثل بازیکنان، کادرفنی، مدیریت، کارکنان باشگاه، هواداران و… هستم که در پیشرفت من تاثیر بسیار زیادی داشتهاند. امیدوارم امسال شرایط به گونهای شود که تیم خوبی را روانه مسابقات لیگ برتر کنیم و امیدوارم که شرایط به شکلی پیش برود که داماش بتواند اسکلت و ثبات خوبی را پیدا کند. حق این شهر، این مردم و این بازیکنان خیلی بیشتر از این هاست و امسال همه نشان دادند که مرد روزهای سختاند و در روزهای پر از دغدغه توانستیم نتایج خوبی را کسب کند.
ما امسال تمام آیتمهای یک تیم سقوط کننده را داشتیم اما فقط غیرت و تعصب بازیکنان به شهر و هوادارانشان باعث شد که تیم حفظ شود، چرا که میدانیم در فوتبال امروز بحث اسپانسرینگ نقش بسیار زیادی را ایفا میکند. امیدوارم با حضور سیستم جدید در باشگاه بتوانیم برنامه ریزی چند ساله داشته باشیم نه برنامه ریزی یک ساله.
varesh-sport.com: اوایل حضورت در داماش به عنوان دفاع راست به کار گرفته شدی و بار اولی که تشویق شدی هنگام تعویضت با مهدی مهدوی کیا بود. فکر میکردی اینقدر زود توسط هواداران تشویق شوی و در مدت کوتاهی در قلبشان جای بگیری؟
از ابتدای حضورم با انرژی مثبت و حسی بسیار خوب به داماش وارد شدم چون مردم این منطقه و استان گیلان مردمی خونگرم هستند که خیلی راحت میتوان با آنها ارتباط برقرار کرد. من هم بازیکن احساسیای هستم و برقراری ارتباطات عاطفی باعث بهبود عملکردم میشود. شاید برایتان جالب باشد که بدانید همیشه در ذهنم شعارهایی از هواداران داماش برای خودم تجسم میکردم تا بیشتر روحیه بگیرم.
دفاع راست پستی بود که هیچگاه در آن بازی نکرده بودم اما چون دوست داشتم تواناییهایم را اثبات کنم قبول کردم در آن پست بازی کنم. در تمرینات اشتباهات زیادی داشتم و همیشه آقا مهدی (مهدوی کیا) سعی میکرد که به من در آن مدت کمک کند.
بازی کردن در آن پست با تجربه بسیار کمی که داشتم واقعا برایم سخت بود، مخصوصا که آقا مهدی تازه به ایران آمده بودند و وقتی ایشان را مثلا در پست هافبک راست میگذاشتند بعد از نفوذ بر نمیگشتند و من دو به یک یا حتی سه به یک میشدم، مخصوصا در بازی با سپاهان.
varesh-sport.com: اولین گلی که برای داماش به ثمر رساندی گل حساسی بود و در دقیقه ۹۳ هم زدی با آن خوشحالی جالب توجهات. چه حسی داشتی؟
بله در بازی مقابل فجرسپاسی در رشت اولین گلم برای داماش را زدم. آن روز واقعا جو بسیار سنگینی در استادیوم برقرار بود و تماشاگران از نتیجه و بازی رضایت نداشتند. فکر میکنم بیست دقیقه به پایان بازی مانده بود که من وارد میدان شدم، پیش خودم میگفتم چقدر خوب میشود که در این دقایق شرایط بازی عوض شود و بتوانیم مردم را خوشحال کنیم. انصافا بازی کردن در جو استادیوم عضدی آن هم برای یک جوان بسیار سخت است و آن وقت رویه بازی با گلزنی یک بازیکن جوان تغییر میکند. پس از گل هم آنقدر خوشحال بودم که به احترام هواداران پرشورمان لباس را در آوردم و بر روی آن سجده کردم. واقعا حس خوبی بود…
varesh-sport.com: پیش از آنکه وارد فوتبال رشت بشوی چه فکری در موردش داشتی؟
بعد از بازیهای تیم ملی جوانان در مسابقات آسیایی ۲۰۱۰ چین که سرمربی تیم آقای دوستی مهر بودند، با توجه به اینکه علی رغم سن پایین ترم نسبت به سایر همبازیانم در آن تیم بازیهای خوبی را انجام داده بودم خیلی دوست داشتم که بتوانم در یک تیم باشگاهی خوب بزرگسال هم حضور داشته باشم. در زمانی که داماش گیلان در لیگ یک حضور داشت از آقای عابدینی خواستم که به اینجا بیایم اما ایشان موافقت نکرد و گفت اضافه شدن به تیم بزرگسال در این سطح هنوز برایت مناسب نیست و این شد که یک سال را در داماش تهران و لیگ دو بازی کردم و خوشبختانه توانستیم در پایان آن سال داماش تهران را به لیگ دسته یک بیاوریم. پس از آن بود که در ۱۷ سالگی برای مسابقات مقدماتی المپیک به تیم ملی امید هم دعوت شدم.
پیش از اینکه به رشت بیایم برخیها میگفتند بازیکنان بزرگی همچون داریوش یزدانی، ناصر شیردل، دین محمدی و… به رشت آمدند و به خاطر حواشی نتوانستند موفق باشند اما من اصلا به مسائل حاشیهای فکر نمیکردم چون از همان ابتدا با توجه به این که محل پدری و مادریام در استان گیلان است میدانستم که اینجا مردم خونگرمی دارد و میتوانم موفق شوم و به همین دلیل با یک دید مثبت وارد شدم.

varesh-sport.com: علی از بزرگترهای تیم حساب میبری؟
آره (میخندد)
آقا رضا به عنوان یک کاپیتان شخصیت بسیار خوبی را دارد و هم در فوتبال و هم بیرون فوتبال ارتباط خوبی را با بازیکنان از جمله خود من دارد، حالا شاید بعضی وقتها جدی میشود اما خوب این حق کاپیتان است و بازیکنان باید از او به نوعی حساب ببرند. من همیشه از بچگی به بزرگترها احترام میگذارم و فکر میکنم یکی از دلایل پیشرفت من تا به اینجا همین مسئله بوده است.
varesh-sport.com: گاهی یک مقدار بیش از حد احترام نمیگذاری؟ در بازی با صبا که استادیوم خالی بود یادم است توپی را پاس میدادی گفتی بگیریش آقا رضا. تا این جمله را بگویی فکر کنم چند ثانیهای میگذرد.
(می خندد) با بازیکنانی که چند سال اختلاف سنی داشته باشم میتوانم به اسم صدا کنم ولی اسم بازیکنی که حدود ۱۰-۱۲ سال از من بزرگتر است را شاید درست نباشد که بدون پیشوند آقا صدا کنم.
varesh-sport.com: با امین متوسل زاده فکر میکنم خیلی راحت باشی و این را میتوان در یک دوهای بین شما وقتی که همزمان در ترکیب قرار میگیرید هم مشاهده کرد. خونسردی شما وقتی در کنار هم بازی میکنید هم جالب توجه است.
امین بازیکن با تعصبی است و به لحاظ شخصیتی هم بسیار بالاست و با اینکه مدت هاست در لیگ برتر بازی میکند اما باز هم به دنبال پیشرفت است. ما با هم شوخیهای زیادی را داریم وچون هر دو آدمهای احساسی هستیم و میتوانیم به هم شوک وارد کنیم رابطهٔ نزدیکی بین ما برقرار است. همیشه سعی میکنیم که این رابطه نزدیک را به داخل زمین بیاوریم، چون آنجاست که میتوانیم بهتر به هم کمک کنیم. من این رابطه خوب را با حسین (ابراهیمی) و آقا رضا هم دارم. البته با بازیکنان دیگه هم ارتباطم خوب است اما با بازیکنانی که در جلو بازی میکنند این ارتباطات را عمیقتر احساس میکنم.
varesh-sport.com: بهترین گلی که در این دوسال به ثمر رساندی را کدام گل میدانی؟
فکر میکنم بهترینش همان اولین گلم برای داماش در بازی با فجر بود و بعد از آن هم همین بازی امسال که با یک گل فجر را بردیم. البته بازی با شهرداری تبریز سال گذشته هم برای من یکی از بهترین بازیها بود چرا که در آن بازی هم خوب بازی کردم و هم گلزنی کردم.
متاسفانه امسال نتوانستم در آخرین بازی خانگی داماش در رشت حضور داشته باشم و گلزنی کنم. دوست داشتم با یک خاطره بسیار خوب از هواداران داماش جدا شوم.

varesh-sport.com: یک عکس جالب و در حال سوت زدن از تو در همان بازی آخر خانگیمان با سپاهان داریم… قضیه این سوت زدنهایت چه بود؟
در آن بازی حسین خیلی نفوذ میکرد و بنده خدا هادی سهرابی در دفاع راست تنها میماند. حسین خیلی دوست داشت جلوتر باشد تا در ضد حملات تاثیرگذارتر باشد و من هم هی سوت میزدم که برگردد.
varesh-sport.com: هر چند باتوجه به روند رو به رشدت این احتمال زیاد است که تا پیش از پایان تحصیلت، در آینده سرباز قهرمان شوی و یا به تیم ملی دعوت شوی که بتوانی در باشگاههای غیرنظامی خدمت کنی، اما اگر این اتفاق به هر دلیل نیفتاد آیا به باشگاه ملوان خواهی رفت؟ با توجه به اینکه بین دوتیم داماش و ملوان حساسیتهایی وجود دارد و پیش از این بازیکنانی نظیر چاوشی و ابراهیمی تجربه خوبی را از خدمت سربازی در این تیم نداشتهاند و با مصدومیت به داماش برگشتند.
البته میگویند شرایطی هم وجود دارد که میشود پس از دوران دانشجویی، سربازی را از طریق سفارت خرید. ملوان تیم خوب و قابل احترامی است و در فوتبال حرفهای اصلا این مسائل وجود ندارد. رقابت در دربیهای ایران همواره وجود داشته است و حتی بین دو باشگاه استقلال و پرسپولیس هم بازیکن ردو بدل شده، اما با تمام این تفاسیر من هیچ وقت من به ملوان فکر نمیکنم و دوست هم ندارم که به این تیم بروم.
varesh-sport.com: برای بحث خروجیات چه فکری شده است؟
سال ۲۰۰۹ به همراه تیم ملی جوانان به آلمان رفته بودیم و یک بازی با تیم هامبورگ انجام دادیم. پس از آن بازی به چند بازیکنمان علاقمند شدند تا در فوتبال آلمان حضور پیدا کنند… بازیکنانی که الان هم در فوتبال ایران اسمی برای خود دست وپا کردهاند. پیام صادقیان، یعقوب کریمی، میلاد غریبی، من و یکی دو تای دیگر از بچهها از جمله این بازیکنان بودند ولی عمدهترین مشکل بازیکنان در کشور ما همین بحث خروجی به خاطر سربازی است.
N. E. C هلند خیلی مصر به این انتقال بود و به همین دلیل تمام رایزنیها را انجام دادهاند تا انتقال انجام شود. این باشگاه تمام کارهای دانشجویی من را انجام دادهاند تا انشالله بدون هیچ مشکلی این قضیه انتقال انجام بپذیرد.
varesh-sport.com: اصلا چطور شد که هلندیها به سراغ تو آمدند؟
یکی از مسئولین استعدادیابی چند باشگاه هلندی که البته بیشتر با N. E. C کار میکردند من را در بازیهای آسیایی جوانان در امارات دیدند و به کمک امیرهوشنگ سعادتی یکی از ایجنتهای ایرانی که سابقه بازی در تیم داماش را هم دارد کار بیشتر دنبال شد. در ادامه و در سه بازی دوستانهای که به همراه تیم ملی جوانان در قطر داشتیم، رئیس استعدادیابی این باشگاه آمد و بازی من را از نزدیک دید و حدود یک ماه و نیم پیش نیز نماینده ایرانی این باشگاه آقای امیر هاشمی مقدم آمدند و شرایط دو طرف را بررسی کردند. دو هفته پیش هم مدیر استعدادیابی این باشگاه به همراه آقای هاشمی مقدم به ایران آمدند و الان هم تقریبا همه چیز نهایی شده است.
در چند سال اخیر بازیکنانی که به اروپا ترانسفر شدهاند از تیمهایی مثل پرسپولیس، پاس تهران، استقلال و… بودند و یکی از دلایلی که خیلی دوست داشتم این انتقال به هلند صورت بگیرد این بود که نام داماش مطرح شود تا اعتبار بیشتری برای تیم کسب شود.
varesh-sport.com: به غیر از هلند انگار از چند جای دیگر هم پیشنهاد داشتی…
بله یک پیشنهاد بسیار جدی از کشور روسیه و باشگاه روبین کازان داشتم. مسئول استعدادیابی این تیم من و سردار آزمون را در تورنمنتی که به همراه تیم ملی جوانان در این کشور داشتیم دیدند و بسیار جدی علاقمند بودند که به این تیم برویم که سردار رفت اما من همه چیز را به باشگاه و آقای عابدینی سپردم. یک باشگاه ترکیهای هم بوده است که خود من چندان علاقهای به لیگ این کشور نداشتم و این حسم را هم به آقای عابدینی اعلام کردم.
روی هم رفته من باشگاههای هلند را بیشتر میپسندم، چون اول اینکه فکر میکنم آنجا فوتبال را به شکل آکادمیک و اصولیتر دنبال میکنند. باشگاه آژاکس یکی از بهترین مدارس فوتبال اروپا را دارد و باشگاه فاینورد اگر اشتباه نکنم در سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۲ اعلام شد که بهترین آکادمی فوتبال اروپا را داشته است. دلیل دوم انتخابم این است که آنجا به من به عنوان یک بازیکن تاثیر گذار نگاه میشود و این تفکر باعث خواهد شد که بازیهای بیشتر به من برسد و در نتیجه بتوانم بهتر خودم را نشان بدهم.

varesh-sport.com: پیشنهاد مالی بهتر نمیتوانست در انتخابت تاثیرگذار باشد؟
همه چیز به نظر من پول نیست و مطمئنا برای سال اول اصلا بحث من روی پول نبوده است همانطور که در داماش هم قضیه به همین شکل بوده است و بیشتر دوست دارم که بتوانم بازی کنم.
varesh-sport.com: وقتی بحث انتقالت به باشگاههای سپاهان و پرسپولیس پیش آمد صحبت از رقمی در حدود ۷۰۰-۸۰۰ میلیون تومان برای رضایت نامهات بود. رقم رضایت نامهات برای باشگاه هلندی بیشتر است؟
بله میزان پولی که به باشگاه میرسد بیشتر از این مبالغ است و فکر میکنم بیش از یک میلیارد باشد.
varesh-sport.com: آنجا که بروی فکر میکنم راحتتر به تیم ملی هم دعوت شوی! اینجا با آنکه خیلی موثر بازی کردی باز هم نمیبینند و یا نمیخواهن ببینند…
تا الان این صحبت را جایی نگفته بودم اما میخواهم برای اولین بار به شما بگویم که متاسفانه به داماش و چند تیم دیگر با دید خوبی نگاه نمیکنند! این را من در صحبتهایی که با کمکهای کارلوس کی روش مثل مارکار و امید نمازی داشتهام کاملا واضح متوجه شدهام. امسال واقعا داماش چند بازیکن مثل علیرضا نظیف کار، حسین ابراهیمی و… داشت که حقشان تیم ملی بود اما متاسفانه این قضیه اتفاق نمیافتاد و دلیلش هم دقیق مشخص نیست. به همین علت است که دوست دارم باشگاه داماش با یک ثبات مدیریتی و اسپانسرینگ به یک قطب تبدیل شود. اینجا همه چیز وجود دارد… شهر خوب، مردم و هواداران خوب، کادرفنی و بازیکنان با استعداد و هر کسی هم که از بیرون میآید به اینجا علاقمند میشود. واقعا حیف است که داماش و رشت اینطور مظلوم واقع شوند.
varesh-sport.com: به این فکر میکنی که روزی دوباره به داماش بیایی و فوتبالت را در رشت به پایان برسانی؟
مطمئنا بازگشتی وجود خواهد داشت و دوست دارم بعد از آنکه به اهدافم رسیدم فوتبالم را در همین شهر به پایان برسانم. امیدوارم وقتی که بر میگردم داماش به عنوان یک قطب فوتبال ایران شناخته شود. الان اصفهان و حتی جدیدا شهر تبریز با آنکه بازیکنان و استعدادهای بومی چندانی ندارند به عنوان یک قطب دارند مطرح میشوند، واقعا چرا رشت و فوتبال گیلان با این همه استعداد و بازیکنان بومی خوب نباید به عنوان یک قطب مطرح شود؟!
ادامه دارد…
مصاحبه: مهرداد ثابت- مازیار اصغرزاده
عکس: علی خیرخواه
دیگر حاضرین:
hamed3 و mahyarmaya