وارش اسپرت – تارنمای هواداران داماش گیلان: تیم داماش عصر چهارشنبه در شیراز توانست با غلبه بر فجرسپاسی به جمع چهار تیم جامحذفی راه پیدا کند.
رقیبان داماش پیش از فجر، تراکتورسازی و پارسه بودند که توسط رشتیها حذف شدند. حالا آنها خود را در جایگاهی میبینند که البته خیلی هم با آن غریبه نیستند، چرا که چند سال پیش تا فینال این جام هم پیش رفته بودند، اتفاقا سناریوی امسال هم خیلی به آن سال شبیه شده است، در آن دوره پسران شهر باران با پشت سر گذاشتن یک تیم لیگ یکی و سپس نماینده شیراز به مربیگری محمودخان یاوری (برق) و بعد نماینده اصفهان (سپاهان) در فینال رویاروی استقلال قلعهنوعی قرار گرفتند، داستانی که احتمال تکرارش در امسال کم نخواهد بود.
متن کامل در ادامه مطلب
کارستان داماش با دست خالی
اگر به نتایج داماش در جام حذفی نگاه کنیم شاید در نگاه نخست بگوییم آنچنان کار شاقی هم صورت نگرفته است. چرا که آنها یک تیم دسته اولی را خانهاش شکست دادند و در رشت با تراکتور ۲-۲ کردند و با پنالتی پیروز شدند و شبیه همین نتیجه را در شیراز گرفتند. اما وقتی به بضاعت داماش دقیق میشویم آنگاه درمییابیم که کاری ساده در پیش نداشتند. داماش در بین تیمهای لیگ برتری ابتدای امسال بیشترین خروجی را داشت؛ محمد غلامی، مهدویکیا، محمد محمدی، جهانگیر عسگری، حسینی، ابوذر رحیمی، میلاد زنیدپور و… و ورودیهایش با توجه به نیازهایش تقریبا در حد صفر بود.
تازهواردها یا از ترس بدون تیم ماندن در دقایق آخر به داماش آمدند و یا به خاطر رقم پایین قراردادشان جذب داماش شدند، چراکه داماش در زمان نقل و انتقالات تیمی بود که نه پولی در بساط داشت و نه سرنوشتش برای ماندن معلوم بود. شاید تنها چیزی که آن روزها در دست داشت یک مثلث جادویی بود، یک اتحاد و همدلی بین عابدینی در راس هرم و بازیکنان و هواداران. این اعتماد باعث شدن بازیکنان تسویه حساب قرارداد نگرفته سال گذشته را امضا کنند و عابدینی با دست خالی اما به پشتوانه حمایت دهها هزار هوادار گیلانی به جنگ کسانی بروند که برای تصاحب تیم محبوب شمال دندان تیز کرده بودند، و البته این اتحاد به ثمر رسید.
در طول فصل هر دو مربی داماش هرگز از داشتن همین مهرهها هم دستشان پر نبود. همیشه یک لشکر مصدوم در گوشه زمین به انتظار بهبود مانده بودند تا دست کادر فنی همیشه در پوست گردو باشد. شما به لیست مصدومان داماش در همین بازی با فجر دقت کنید؛ چاوشی، رودباریان، بروش، کوشکی، حاجتی و مهدوی که با وجود مصدومیت دقایقی به زمین آمد.
درخشان به قولش عمل کرد
حالا بازیکنان و کادر فنی حسابی با هم اخت شدهاند و هرچند داماش در لیگ بازی آخرش را واگذار کرده و با یک بازی کمتر در رتبه سیزدهم قرار دارد، اما روند رو به رشد این تیم در بازیهایش کاملا محسوس است و بازیکنان با اعتماد به نفس بالا جنگیدن تا دقایق آخر را آموختهاند و از قرار گرفتن در برابر هیچ حریفی ولو که سرتر باشد ترس به دل راه نمیدهند. نظم تاکتیکی در تیم محسوس است و بازیکنان به حداکثر بهرهوری رسیدهاند و در این خصوص نباید از تاثیر آشکار حمید درخشان به سادگی گذشت.
درخشان روزی به رشت آمد که همه به دلیل اتفاقات بوشهر با شمشیرهای از نیام بیرون آمده به استقبالش رفتند و سیل انتقادات بر علیه او از بارانهای موسمی پاییز رشت هم بیشتر بود. اما او در برابر همه آن جبههگیریهای منفی ایستاد و تنها یک پاسخ داد: «روزی که از رشت بروم مطمئن باشید که بیشترین اثر مثبت را در تیم گذاشتهام و شما تا مدتها از یادآوری آن لذت خواهید برد.» تا امروز هر چند داماش به همه خواستههایش نرسیده اما قول حمیدخان کمکم دارد محقق میشود. حتی در روزی که تیمش در خانه میبازد همه از بازی شاگردانش به نیکی یاد میکنند و دیگر کسی در شهر باران در مخیلهاش هم به سقوط فکر نمیکند. آنها میخواهند برای سال آینده، طبق وعده عابدینی دنبال تمدید پاسپورتشان برای حضور در آسیا باشند.
شادمانی با فوتبال
قرار گرفتن داماش در جمع تیمهای بزرگی به مانند استقلال و سپاهان و ذوبآهن یا پرسپولیس اتفاق خوبی است که خبر از فرا رسیدن بهار زودرس فوتبال این منطقه میدهد و فوتبالدوستان شمالی را به داشتن روزهای خوب امیدوار میکند. روزهایی که مدت زیادی است انتظارش را میکشیدند و برای آمدنش روزشماری میکردند، چرا که اگر از زاویه دوربین شمالیها به فوتبال ایران در یک سال گذشته بنگریم آنها تمام این مدت یا دلمشغولیشان پیگری اخبار داستان اختلاس بود یا دنبال کردن خبر ماندگاری داماش در فوتبال. حتی پس از کسب رتبه قابل قبول هفتمی سال گذشته فرصتی برای شادمانی برایشان مهیا نشد، چراکه بلافاصله پس از آن خبر فروختن امتیاز این باشگاه به یک استان دیگر روی خروجیهای خبرگزاریها قرار گرفت و کام آنها را تلخ کرد. اما حالا داماشیها از همه حواشی فوتبال فارغالبال شدهاند و میتوانند با شادمانی از موفقیت تیمشان لذت ببرند.
داماش میزبان است یا مهمان؟
این روزها اهالی رشت در حال دو دوتا چهارتا کردن هستند تا ببینند که حریفشان در نیمهنهایی پرسپولیس میشود یا ذوبآهن. و داماش در رشت میزبان میشود یا در تهران و اصفهان مهمان خواهد بود. امری که نتیجهاش را باید تا مشخص شدن قرعهکشی محل مسابقه پرسپولیس- ذوبآهن منتظر ماند، که اگر میزبان آن مسابقه برنده بازی شود به قطع داماش در رشت پذیرای حریفش خواهد بود و در غیر این صورت قرعه میزبان را معلوم خواهد کرد. اینکه شهر میزبان بازی تا این حد برای داماشیها مهم است تنها یک دلیل واضح دارد: آنها به ندرت در خانه خودشان میبازند. داماش از زمستان سال گذشته که در رشت و در ورزشگاه خالی از تماشاگر عضدی در دقایق آخر با گل مشکوک به هند عماد رضا از سپاهان باخت تا دو هفته پیش که در ورزشگاه خانگی به آلومنیوم بازی را واگذار کرد ۳۴۰ روز بود که طلسم شکست ناپذیری در خانه را حفظ کرده بود. در این مدت تیمهایی مانند استقلال، پرسپولیس، تراکتورسازی، نفت تهران و… به رشت رفتند و با شکست به خانه برگشتند.
بزرگترین برگ برنده داماش هواداران پرشور این تیم هستند. هوادارانی که نام عضدی را جهنم سانتیاگو مهمان خطاب میکنند و برای پیروزی تیمشان از هیچ کاری دریغ نخواهند کرد. رشتیها از سال پیش که برای ماندگاری داماش در رشت و البته حفظ شریان حیاتیاش به عنوان یک باشگاه با چنگ و دندان جنگیدند و شب و روز با نامهنگاری و تحصن و طومارنویسی پیش این مقام مسئول و آن سرمایهدار توانستند به موفقیت برسند تاکنون که خیالشان تا حد زیادی از حواشی راحت شده است، نزدیکیشان به تیم چندبرابر شده و دیگر داماش برای آنها از چهارچوب یک تیم فوتبال تبدیل شده به نماد صرف شدن فعل خواستن. سمبلی برای اتحاد مردم گیلک از غرب تا شرق گیلستان، از بلندیهای داماش در دیلمان تا جلگهی گیلان در رشت، از شالیزارهای برنج در آستانه تا نیروگاههای بادی منجیل، از مزارع چای لاهیجان تا کنارهای دریای کاسپین در رامسر. اتفاقی که هرگز پیش از آن نه برای پگاه رخ داده بود و نه استقلال رشت، شوری که فقط در زمان اوج رود خروشان شمال -سپیدرود- نمونهاش در این سرزمین دیده شده بود. همه اینها یعنی استفاده حداکثری رشتیها از میزبانی و سود جستن کامل از آن. یعنی اینکه اگر نتیجه معادلات حکم به میزبانی رشت دهد آنها از حالا در تدارک فینال خواهند بود و با توجه به رفت و برگشت بودن مسابقه نهایی حتی احتمال قهرمانی داماش کم نخواهد بود.
حرف آخر
حالا در رشت همه دوست دارند به تیمشان دل ببندند و با بالهایش پرواز کنند، حضور در فینال و کسب رتبهای قابل قبول در لیگ انتظاری است که هواداران داماش از تیمشان دارند و مردم دیار حاشیه کاسپین میخواهند به رویای آسیایی شدنشان رنگ واقعیت دهند. رویایی که شاید دور باشد اما محال نیست.
نگارنده: رادنی دیدار
منبع سایت گل