وارش اسپرت – تارنمای هواداران داماش گیلان: داماش آخرین مسابقهاش را در تهران برابر استقلال تهران با پیروزی پشت سر گذاشت تا هم کمی از مزه جشن قهرمانی آنها بکاهد و هم تنها تیمی باشد که در رفت و برگش قهرمان را شکست داده باشند و البته مانع آن شوند که آبیهای تهران به دو رکورد نیم فصل بدون باخت و رسیدن به سقف ۷۰ امتیاز برسند. رشتیها در دو هفته پیاپی توانستند قهرمان دو جام ایران را مغلوب نمایند و به قول خودشان پرچمشان را بالا نگه دارند.
به ادامه مطلب مراجعه فرمائید
شاید بازی خوب و حساب شده و اعتماد به نفس ستودنی داماشیها در برابر استقلال در روزی که نود هزار نفر آمده بودند تا جشنی باشکوه برای تیمشان برگزار کنند، گم شد و البته این نهایت ظلم است به بازی در خور توجه داماشیها، تنها تیمی که توانست قهرمان را دبل کند. آنها در روزی که سپاهان مدعی را هم مغلوب کرده بودند وعده یک بازی پرانگیزه و پایاپای را برابر آبیها داده بودند و البته خیلی خوب به وعدهشان جامه عمل پوشاندند.
شمالیها با برگزاری چند مسابقه قابل تحسین توانستند لیگ را آبرومندانه و با خاطرهای خوب به پایان برسانند تا خستگی یک سال پر استرس و دغدغه را از تن خود و هوادارانشان بیرون بیاورند. رشتیها یک دلیل بزرگ دیگر هم برای شادمانی دارند، دلیلی به بزرگی پیشی گرفتن از رقیب سنتی. داماش برای دومین سال متوالی بالاتر از ملوان ایستاد. آنها سال گذشته در رتبه هفتم ایستادند و ملوانان پانزدهم شدند و امسال هم در حالی که در تمام فصل پایینتر از انزلی چیها بودند درست در واپسین هفته از آنها پیشی گرفتند و دو پله بالاتر در مکان یازدهم جا خوش کردند.
داماشیها دو سالی میشود که در وسط بحران کمرشکن بیپولی و متصل نبودن به یک منبع مناسب مالی در حال دست و پا زدن هستند و قصهٔ پر غصهٔ آنها تقریبا هر روز نقل محافل ورزشی است. مشکلاتی که حتا در ذهن هم قابل تصور نیست که تیمی آنها را داشته باشد و بتواند جان سالم به سر ببرد. شما در نظر بگیرد در فوتبالی که نفس کشیدنش هم هزینه بر است، داماش در همهٔ زمان لیگ گذشته اوضاع مالکیتش در ابهام بود و عابدینی با من بمیری تو بمیری برای تیمش پول نصف و نیمهای قرض میکرد و لیگ امسال هم به همان منوال شروع شد و بعد از اینکه قویدل در اواسط لیگ به این تیم آمد در نیمههای راه معلوم شد که تو زرد است و دوباره تیم به امان خدا رها گردید.
آیا به راستی برای هیچکس قابل تصور هست که بازیکنان و کارمندان این تیم هنوز مطالبات لیگ گذشته را کامل نگرفتهاند و حداکثر دریافتیشان از قرارداد امسال کمتر از چهل درصد است؟ بله همین تیمی که قهرمان هر دو جام ایران را با اقتدار در فاصله یک هفته به زانو در آوردند بازیکنانش از شب عید امسال تاکنون همچنان جیبشان خالی است! باشگاه به نیمی از افراد طرف حسابشان بدهکار است و هنوز هیچ چیزش برای سال بعد معلوم نیست، نه کسی میداند اسپانسر یا مالکی خواهد داشت یا نه؟ و از همین رو نه بودجهاش برای فصل تازه مشخص است و نه استراتژیاش برای یارگیری در بازار نقل و انتقالات. اما یک چیز در داماش هم معلوم است و هم جا افتاده، و آن ریشه دواندن پسران شهرباران در گستره گیلان است.
داماش امروز روز برای گیلکها تبدیل شده به نماد و صرف فعل خواستن. آنچه که به نوعی حلقهٔ گم شده آنها برای با هم بودن و یکی شدن بود. داماش به یاری هواداران دو آتشهاش به آرامی تبدیل شده است به قطبی قابل احترام در فوتبال کشور. قطبی که صاحب سبک خاص فوتبال شمالی است. سبکی که در آن فوتبال قدرتی و تکنیکی به شکلی زیبا تلفیق شده است که نه آنقدر فانتزی بازی کنند که شکننده باشند و نه از قدرتش بوی خشونت به مشام رسد.
حالا فرزندان دیار باران سطح توقع و انتظاراتشان از مدیرانشان بالاتر رفته است. دیگر دنبال روزمرگی در فوتبال نیستند و میخواهند تیمشان جوری بسته شود که شعار داماش آسیایی را جامه عمل بپوشانند. شعاری که دیگر در شهرباران تنها یک شعار نیست و کم کم تبدیل به یک هدف قابل دسترس میشود.
تماشا