وارش اسپرت – تارنمای هواداران داماش گیلان: بازی داماش و سایپا بهانهای شد تا مروارید گرانبهای فوتبال کاسپیها را به سرزمین خود برگرداند. در ادامهٔ سیاست وارش اسپرت مبنی بر مصاحبه با پیشکسوتان فوتبال رشت این بار به سراغ پر افتخارترین فوتبالیست تاریخ فوتبال رشت (حتی میتوان گفت گیلان) رفتیم. سیدعلی (امیر) افتخاری بازیکن اسبق استقلال رشت و تیم ملی افتخارات باشگاهی و ملی زیادی در کارنامه خود دارد و حتی بازوبند کاپیتانی تیم ملی را هم بر بازو بسته است.
شب قبل از بازی داماش و سایپا در هتل سپیدکنار (محل اقامت سایپا) در گفتگویی دو ساعته پای صحبتهای امیر افتخاری نشستیم و وی برای اولین بار در مورد مسائلی صحبت کرد که میتواند برای فوتبال دوستانی گیلانی بسیار جالب باشد. همچنین افتخاری از افتخارات باشگاهی و ملی خود، رفاقتش با سیروس قایقران، دلایل جداییاش از داماش، عشق و علاقهاش به زبان گیلکی و شهر رشت، مخالفت با تغییر نام داماش و تمجید از شورُ تعصبِ هواداران کنونی شهرباران سخن میگوید. در ادامه مصاحبه تفصیلی و خواندنی وارش اسپرت-تارنمای هواداران داماش گیلان با فوتبالیست بزرگ و پرافتخار شهرباران را میخوانید…

varesh-sport.com: ابتدا یک بیوگرافی کامل از خودتان بگویید تا هم در آرشیو وارش اسپرت باقی بماند و هم جوانترها شما را بیشتر بشناسند؟
متولد ۱۳۴۳ در رشت هستم. فوتبال را از موقعی که خودم را شناختم و در زمینهای محله زندگیام، نیک مرام رشت آغاز کردم. یادم است که درختها را قطع میکردند و ریشههایش باقی میماند وچون کفش مناسبی نداشتیم، ریشههای بیرون آمده از خاک باعث صدمه خوردن پاهایمان میشد. اولین تیمم سپیدورد رشت بود ولی پس از آن به یکباره دو سال فوتبال را در سطح محلات ادامه دادم؛ سپس یکی از بچه محلهایم به نام رضا کاظمی من را به باشگاه ایرانمهر معرفی کردند و ابتدا در سال ۵۹ زیر نظر احمد آهنگی در ایرانمهر بازی کردم، از اینجا بود که فوتبال من به صورت رسمی شروع شد… پس از مدتی به خدمت سربازی رفتم و بعد از پایان خدمتم در تاریخ ۱۳۶۳/۱/۱ به استقلال رشت پیوستم که در آن زمان آقای مجید جهانپور سرمربی تیم بودند و به عنوان شاگرد چند سالی را با ایشان کار کردم. آن سالها هم زمان با مسابقات باشگاهی داخلی، مسابقات استانی هم بود که به آن لیگ قدس میگفتند. درمقطعی آقای جهانپور و غفور جهانی تیم منتخب گیلان را هدایت میکردند و نتایج خیلی خوبی میگرفتیم که یک سال دوم ایران شدیم و یک سال هم چهارم.
در سال ۶۶ یک بازی با منتخب تهران در استادیوم شیرودی تهران داشتیم که مورد توجه مربیان تیم ملی قرار گرفتیم و سپس سال ۶۷ و در سن ۲۴ سالگی به تیم ملی دعوت شدم. تیم ملی هم در آن زمان داشت خودش را برای مسابقات جام ملتهای آسیا به میزبانی قطر آماده میکرد که این دوره همزمان بود با استعفای ۱۴ بازیکن تیم ملی که یکی از آنها هم مرحوم قایقران بود که بعدها امضای خود را پس گرفت.
من برای اولین بار در مسابقات ملی شرکت میکردم که موفق شدیم به مقام سومی برسیم و من هم در پست دفاع چپ بازی کردم و این در حالی بود که این پست، پست غیر تخصصیم بود.
بعد از آن به رشت برگشتم و در سال ۶۷، ۶۸ و ۶۹ در استقلال رشت بودم. سال ۶۹ ما به همراه استقلال رشت بهترین تیم شهرستانی شدیم… یادش بخیر چه بازیهایی را انجام دادیم، همه تیمها را میزدیم. در سال ۷۰ بود که به من گفتند یک تیمی قرار است به نام کشاورز تشکیل شود و به من، سیروس قایقران، جواد زرینچه، انصاری فرد و… پیشنهاد کردند که به آن تیم برویم. اینطور شد که ما به کشاورز تهران پیوستیم و توانستیم یکی از چهار سهمیه تهران برای لیگ سراسری بشویم، دو سال در این تیم بودم. در سال ۷۰ دیگر تیمهای استانی از بین رفت و باشگاهها کم کم رونق گرفتند.
همچنین در سال ۶۹ من به عنوان یار کمکی از استقلال رشت به استقلال تهران برای مسابقات جام باشگاههای آسیا پیوستم که آقای منصور پورحیدری هم سرمربی استقلال تهران بودند و توانستیم در آن سال قهرمان جام باشگاههای آسیا بشویم و بعدش هم به دلایلی نشد به استقلال تهران بپیوندم.
سال ۷۲ به تیم سایپا رفتم و از آنجا افتخارات باشگاهی من آغاز شد… در سال ۷۲ و ۷۳ دو قهرمانی لیگ را به دست آوردیم و در سال ۷۴ توانستم با سایپا چهارم آسیا بشوم. شش سالی در سایپا بودم که دکتر ذوالفقارنسب سرمربی این تیم بودند و فقط در این شش سال در برههای به پرسپولیس پیوستم. در ابتدای آن فصل مسئولان سایپا از تیمداری منصرف شده بودند و من هم از تیمهای بزرگی پیشنهاد داشتم؛ مهندس عابدینی مدیرعامل و استانکو سرمربی پرسپولیس بودند و من هم در زمان ریاست فدراسیون ایشان در تیم ملی بودم، کریم باقری از کشاورز و علی دایی هم از بانک تجارت به پرسپولیس رفته بودند و اینگونه بود که من هم پرسپولیس را انتخاب کردم و توانستیم با پرسپولیس در جام باشگاههای آسیا از مرحله اول مسابقات صعود کنیم. پرسپولیس آن سال قهرمان لیگ شد و در آسیا هم سوم شد اما من از این تیم جدا شدم، چون با آنکه بازی میکردم آرامش و احساس خوبی نداشتم و تصمیم گرفتم جدا شوم و دوباره به سایپایی برگشتم که در لیگ دو بازی میکرد. بعد از رفتنم توانستیم این تیم را قهرمان لیگ دو کنیم و به لیگ یک برگشتیم. یک سالی را هم در سایپا بازی کردم و از آن جا به سنگاپور رفتیم و در تیم بارسنیئه سنگاپور توپ زدم، در آن فصل چهارم سنگاپور شدیم. پس از آن به ایران برگشتم و چون ۳۴ سالم بود به تیم برق تهران به مربیگری حاج رضایی پیوستم و یک سال دیگر را هم که آقای دینورزاده سرمربی بود حضور داشتم و در پنج بازی آخر به عنوان مربی بازیکن توانستم از سقوط برق تهران جلوگیری کنم و سال بعد به عنوان سرمربی، بازیکن در تیم برق تهران مشغول به کار شدم کهای کاش این کار نمیکردم! در آن فصل من حسن پاکدل را از استقلال رشت جذب کردم. آخرین فصل بازیگریام را در سال ۸۰ در تیم همای تهران بودم که توانستم به عنوان کاپیتان در آن سال قهرمان جام اتحادیه باشگاههای ایران بشویم و با این قهرمانی از فوتبال خداحافظی کردم.

varesh-sport.com: چند تا بازی ملی داشتید؟
در هفت سالی که عضو تیم ملی بودم، ۴۲ بازی ملی داشتم.
varesh-sport.com: در تیم ملی زیر نظر چه مربیانی کار کردید؟
مرحوم پرویز دهداری، مناجاتی، علی پروین، استانکو پاپلوکویچ
varesh-sport.com: مربیهای باشگاهی خودتان را از ابتدا تا پایان…
من از جوانان با احمد صومی در سپیدرود کار کردم، احمد آهنگی در ایرانمهر مربی من بودند، آقای مجید جهانپور و آقای دشتی در استقلال رشت و منتخب گیلان و غفور جهانی در منتخب گیلان، در یک مقطعی هم با محسن هوشنگی در منتخب گیلان کار کردم. در کشاورز مربی ما گنجاروی روسی و آقا نائب بود، در سایپا هم دکتر ذوالفقارنسب، بهتاش فریبا و نصرالله عبداللهی بودند. در پرسپولیس استانکو سرمربی من بودند و بعد از آن آقای سنجری و حمید علیدوستی، محمد توانایی در همای تهران، امیر حاج رضایی و مهدوی دینورزاده در برق تهران و…

varesh-sport.com: افتخارات باشگاهی و ملی شما؟
در سال ۶۹ با استقلال رشت و سرمربی گری مجید خان جهانپور به لیگ یک صعود کردیم که لازم میدانم به این نکته اشاره کنم مجید خان برای فوتبال رشت واقعا خیلی زحمت کشیدند. در سال ۷۲ با سایپا قهرمان لیگ و جام حذفی شدیم و سال ۷۳ هم با سایپا قهرمانی لیگ را به دست آوردیم. در سال ۷۴ با سایپا چهارم باشگاههای آسیا شدیم. با استقلال هم قهرمان جام باشگاههای آسیا شدم، با پرسپولیس هم قهرمان لیگ شدم، در سال ۸۰ با تیم همای تهران قهرمان جام اتحادیه ایران شدیم، با منتخب گیلان نائب قهرمان کشور شدیم. با تیم ملی هم در جام ملتهای آسیا ۱۹۸۸ سوم آسیا شدیم، در بازیهای آسیایی سال ۱۹۹۰ قهرمان پکن شدیم در یک بازی هم افتخار داشتم بازوبند کاپیتانی تیم ملی را ببندم.
varesh-sport.com: پس با این شرایط پر افتخارترین بازیکن گیلانی تاریخ فوتبال گیلان هستید؟
سیروس هم افتخارات زیادی داشت، بهتر است مقایسه نکنیم…
varesh-sport.com: مقایسه نیست، این گونه که از شواهد پیداست شما افتخارات بیشتری دارید…
من از آرشیو سیروس خبر ندارم و به همین دلیل نمیتوانم تایید کنم.

varesh-sport.com: چرا بعد از اینکه از استقلال رشت جدا شدید دیگر به تیم شهرتان برنگشتید؟
من پیشنهادی از رشت نداشتم و احتمالا هم به دلایل مشکلات مالی بود؛ خودم هم خیلی دوست داشتم در رشت از فوتبال خداحافظی کنم…
varesh-sport.com: مدرک مربیگری و سابقه مربیگری امیر افتخاری؟
من مدرک A آسیا و B اروپا را دارم و از سال ۷۸ مربیگری را با تیم برق تهران آغاز کردم، تیمهای دیگرم همای تهران، منتخب کیش، سایپا، برق شیراز، پگاه گیلان، در کانادا هم سرمربی تیم شاهین ونکوور که بیست سال قدمت دارد بودم که توانستیم قهرمان جام حذفی آن منطقه شویم و اکنون هم در تیم سایپا هستم.
varesh-sport.com: در برههای از زمان در تیم داماش (پگاه) به عنوان مربی حضور داشتید و حتی در بازی با سپاهان به عنوان سرمربی بودید که در اصفهان با سپاهان مساوی کردید، چه شد قطع همکاری کردید؟!
دو دلیل داشت که من انصراف دادم، دلیل اول این بود که کار کانادای من جور شده بود و من باید به کانادا میرفتم و دلیل دوم هم این بود که احساس خوبی نداشتم، چون فکر میکردم من را به عنوان نفر اول کادرفنی انتخاب میکنند ولی چنین نشد و ترجیح دادم جدا شوم.
varesh-sport.com: دوست دارید روزی سرمربی تیم شهرتان بشوید؟
صد در صد و با کمال میل؛ من همیشه دوست داشتم تجربیاتم را در اختیار جوانان رشتی و گیلانی بگذارم.

varesh-sport.com: رابطهتان با آقای عابدینی چه طور است؟
هیچ مشکلی نداریم و رابطهٔ خوبی داریم و حتی در بازی رفت در کرج خوش و بش گرمی با هم داشتیم. آن سال که من از داماش جدا شدم با رضایت دو طرف بود و حتی آقای عابدینی به من پیشنهاد دادند که تیم دیگری دارم و شما میتوانید بروید آنجا سرمربی شوید که من استقبال نکردم.
varesh-sport.com: وقتی که از استقلال رشت جدا شدید رضایت نامه گرفتید یا بازیکن آزاد بودید؟
من بازیکن آزاد بودم و آن زمان هم مهندس الطافی مدیرعامل تیم بودند که بسیار مدرن فکر میکردند و پیشرفت ما را میخواستند، چون خودشان هم از قهرمانان هاکی ایران بودند، متوجه شده بودند ما در حال رشد هستیم و خودش میخواست ما ارتقا پیدا کنیم.
varesh-sport.com: خیلی از مردم با فرهنگ و متمدن گیلان میخواهند از رابطهٔ صمیمی خودتان با شادروان قایقران بگویید. شما رشتی، سیروس انزلیچی، از این دوستی برای هواداران جوان داماش و ملوان بگویید…
من از اول هم علاقهٔ زیادی به سیروس قایقران داشتم و زمانی هم که من به تیم ملی دعوت شدم ایشان در تیم ملی بودند. ایشان دو سال از من بزرگتر بودند و واقعا هم دوست داشتنی بودند. من و سیروس همیشه با هم بودیم و همیشه هم با هم گیلکی صحبت میکردیم. . یادم است زمانی مرکز زمین را کاملا قبضه کرده بودیم. از آنجایی که من و سیروس خیلی با هم صمیمی بودیم و تمام بازیهای خارجی را هم اتاقی بودیم. اواخر که سیروس فوتبالش تمام شده بود خیلی غصه میخوردم که چرا نباید به چنین بازیکن افسانهای در استان خودش تیم بدهند؛ این همه برای ملوان زحمت کشیده، چرا نباید ملوان را بهش بدهند؟ حالا که برای سیروس اتفاقی افتاده به سر و صورت خودشان میزنند؟ چرا آن موقعی که سیروس نیاز داشت و مجبور بود برای مربیگری به بندرعباس برود به او اعتنایی نکردند؟

varesh-sport.com: راستی قضیه آن دعوای معروف سیروس قایقران با ضیا عربشاهی در اردوی تیم ملی چه بود؟!
دعوا؟ از کدام دعوامی گویید؟!
varesh-sport.com: این دعوا در برخی محافل پیچیده است که یکی از بازیکنان تیم ملی در آن زمان که گفته میشود ضیا عربشاهی بود به شما و مردم رشت توهین کرد و سیروس قایقران هم به حمایت از شما برخواستند و ادامه داستان…
(بهت زده میگوید) واقعا خنده دار است! از قول من اعلام کنید اصلا چنین اتفاقی پیش نیامد و همه بازیکنان تیم ملی به ما احترام میگذاشتند چون رفتار ما با همه محترمانه بود.
varesh-sport.com: عدهای از هم شهریهای سیروس قایقران بابت حضور نیافتن شما در مراسم سالگرد قایقران گله دارند، آیا دلیل خاصی دارد در مراسم سالگرد قایقران حضور پیدا نمیکنید؟
من چند سال در کانادا بودم وقتی هم که آن اتفاق برای سیروس افتاد من در سنگاپور داشتم بازی میکردم. زمانی که به ایران آمدم بلافاصله بر سر مزار سیروس رفتم. من سر سالگرد سیروس نمیروم چون اصلا اعتقاد ندارم و روزهای دیگر و در خلوت خودم بر سر مزار او میروم. کسانی هم که الان به سر خود میزنند باید بدانند اگر آن زمان که سیروس نیاز داشت به او توجه میشد اصلا چنین اتفاقی برایش نمیافتاد. چیزی که مهم هست این است که سیروس قایقران در قلب من است، در یاد من است و با یاد و خاطره سیروس زندگی میکنم.

varesh-sport.com: گروهی از افراد برای هواداران نسل جدید فوتبال رشت از تعصب نداشتن شما به رشت سخن میگویند و حتی برخی از بازیکنان هم دورهای شما هم چنین سخنانی را به زبان آوردند و میگویند امیر افتخاری در خارج از گیلان، خود را رشتی معرفی نمیکند و حتی با هم شهریهای خود با زبان گیلکی صحبت نمیکند و میگوید بلد نیستم… این مسئله واقعیت دارد؟!
نه، اصلا چنین چیزی نیست و این شایعه هم مثل دعوا در اردوی تیم ملی دروغ است! من همیشه عاشق گیلان هستم و خانوادهام هم در اینجا زندگی میکند. به زبانم تعصب دارم و هیچ گاه گیلک بودنم را کتمان نکردم. من در منطقهای از کانادا زندگی میکنم که چند نفر گیلک هم آنجا هستند و اینقدر به زبان خودمان علاقه داریم که در کانادا همیشه با هم گیلکی صحبت میکنیم و به پسر خودم هم گیلکی یاد دادهام. حتی همسرم با آنکه گیلانی نیستند علاقه زیادی به زبان گیلکی دارند و رشته ایشان هم زبان شناسی است و علاوه بر اینکه زبان فرانسوی و انگلیسی را بلد هست، عاشق زبان گیلکی است. فکر کنم خودتان هم بهتر میدانید که گیلکی یک زبان مجزا است چون افعالش صرف میشود.
احتمالا این حرف و حدیثها هم نشات گرفته از برخی دوستان ما است که به دلیل دلخوری کوچک شروع به شایعه پراکنی بر علیه من میکنند و من هم چون اهل مصاحبه نیستم و در خارج زندگی میکردم به این مسئله دامن زدند.
من در همین جا میگویم من عاشق رشت هستم، متولد رشت هستم، خانوادهام رشتی هستند و… دیگه نمیدانم چه جملاتی را باید بیان کنم!
varesh-sport.com: یک سوال حاشیهای دیگر بپرسیم، آیا این واقعیت دارد در دوران حضور شما در سپیدرود، احمد صومی معتقد بود امیر افتخاری به درد فوتبال نمیخورد و باید به رشتهٔ کشتی برود؟
من چنین چیزی از زبان ایشان نشنیدم ولی به من گفته بودند که ایشان چنین اظهار نظری کرده بودند اما تا وقتی که خودم از زبان ایشان نشنوم باور نمیکنم.

varesh-sport.com: بهترین گلی که زدید کدام گل بود؟
برای تیم ملی و گلی که به چین زدم. در زمان منتخب گیلان هم یک گل به کره شمالی زدم که سه بر یک بردیم و دو گل هم من زده بودم.
varesh-sport.com: یکی از بازیهای خاطره انگیز خودتان را هم بگویید؟
این را از بازی داربی گیلان میگویم که استقلال رشت با ملوان در انزلی بازی داشت. دقیقه دو بازی بر روی سیدرضا بهشتی خطای پنالتی شد و من پنالتی را تبدیل به گل کردم، دروازه بان ملوان هم آقای حبیبی بود و توانستیم آن بازی را در انزلی ببریم.
varesh-sport.com: پیگیر نتایج تیم شهرتان هستید؟
بله، در کانادا هم بودم نتایج داماش را دنبال میکردم. آن فصل هم که از داماش جدا شدم وقتی پایان فصل داماش سقوط کرد بسیار ناراحت شدم چون این تیم سرمایه این استان و شهر است و همیشه آرزوی بهترینها را برایش دارم.

varesh-sport.com: شما در قسمتی از مصاحبه گفتید دلیل جدا شدن شما از داماش در سال ۸۷ نداشتن احساس خوب بود و با این شرایط میتوان گفت شما را با بیمهری کنار گذاشتند اما باز هم مصاحبهای بر علیه عوامل و تیم شهرتان نشنیدیم و در محافل خصوصی هم حاشیه سازی نکردید، دلیلش چی بود؟ آیا پشیمان نیستید؟ چون چنین چیزهایی مد شده است…
نخیر، به هیچ وجه. من همیشه انسان واقع بینی هستم و هیچ وقت کسی را تخریب نمیکنم. اگر ایرادی از کسی ببینم هیچ گاه رسانهای نمیکنم و ترجیح میدهم به خودش بگویم.
varesh-sport.com: با توجه به اینکه گفتید بازیهای داماش را دنبال میکنید، بازیکن آینده دار فوتبال رشت را چه کسانی میدانید؟
حسین ابراهیمی بازیکن خوبی است و یک هافبک وسط خوب به نام هادی سهرابی هم هست که در دورانی که در داماش بودم، تازه شکوفا شده بود و اکنون بازیهای قشنگی انجام میدهد.
varesh-sport.com: مدت هاست از رشت کسی به تیم ملی دعوت نشده است، دلیل این دعوت نشدنها واقعا چیست؟!
داماش واقعا بازیکنان شایستهای دارد که ان شاالله به زودی دعوت میشوند. همیشه رکودی در بین نسلها وجود دارد ولی استان گیلان و شهر رشت در همه سالها بازیکنانی داشته که شایسته پوشیدن پیراهن تیم ملی بودند.
varesh-sport.com: با کدام بازیکن هم دورهای خودتان بیشتر در ارتباط هستید؟
با آقای تقوی که اکنون در کادرفنی سایپا هستیم ارتباط نزدیکی دارم. از هم دورهایهایم در رشت هم میتوانم به حسن پاکدل، افشین ناظمی و اسماعیل زاهد ویشگاهی اشاره کنم.

varesh-sport.com: نظر شما در خصوص تغییر نام تیمها چیست؟
متاسفانه این اتفاقات فقط در ایران میافتد ولی در کشورهای دیگر چنین اتفاقی نمیافتد. به نظر من نباید چنین تغییر نامهایی انجام شود و استقلال رشت هم دچار چنین تغییراتی شد. مگه قرار است که نام داماش باز هم تغییر کند؟
varesh-sport.com: در برههای با ورود شرکت صدرا و آقای قویدل میخواستند نام تیم را استقلال رشت بکنند…
نظر هواداران چیست؟
varesh-sport.com: در نظرسنجی تلویزیونی، سایتها و… بالای نود درصد مخالف تغییرنام داماش هستند و معتقدند داماش هویت مستقلی برای فوتبال شهرباران به ارمغان آورده است.
من اگر از شما سوال میکنم به این دلیل است که در جریان ریز مسائل نیستم، پس دلیل این حرف تغییر نام چیست؟
varesh-sport.com: به نظر از آنجایی که آقای واعظ آشتیانی در هیئت مدیره باشگاه داماش بودند (!) میخواستند با تغییر نام داماش به استقلال رشت این تیم به شعبه دوم استقلال تبدیل شود و بتواند از این طریق با آقای فتح الله زاده بجنگد، در واقع به نظر میرسد بحث ریشه و هویت بهانهای بود…
من هم حق را به هواداران داماش میدهم و این حق مسلم شما است که نام داماش تغییر نکند. ضمنا فکر کنم داماش نام یک منطقهای در گیلان است که برای من این نام خیلی با ارزش است و من هم با اینکه با استقلال رشت خاطراتی خوبی دارم ولی با شما هم عقیده هستم و مخالف تغییر نام داماش هستم.
varesh-sport.com: چند سوال یک کلمهای میپرسیم و هرچه به ذهنتان رسید بگویید…
استقلال رشت: خاطرات خوب
داماش: آیندهای نزدیک
رشت: عشق
سیروس قایقران: برادر
مجید جهانپور: جنتلمن. ایشان در پیشرفت فوتبالی من نقش بسزایی را ایفا کردند و از مجیدخان متشکرم.

varesh-sport.com: اگر بخواهید هواداران داماش و نسل جدید فوتبال رشت را با هواداران استقلال رشت مقایسه کنید، چه میگویید؟ (این سوال مربوط به یک روز بعد از بازی داماش و سایپا است)
در زمان ما استادیوم همیشه پر میشد ولی در بازی داماش با ما که شاید دلایل خاص خودش را داشت استادیوم پر نشد ولی نظم و انضباط بسیار خوبی داشتند و خیلی پرشور تیم خودشان را تشویق میکردند. به این جو سکوهای عضدی افتخار کردم، نکته مهمتر این بود حتی یک کلمه هم به تیم سایپا توهین نشد که این نشان از فرهنگ غنی گیلان و مردم رشت است…
در جلسهای که بعد از بازی با کادرفنی داشتیم معتقد بودندای کاش سایپا هم چنین هوادارانی داشت چون مطمئنا با چنین هوادارانی نتایج بهتری میگرفتیم و معتقد بودند خیلی پر انرژی تیم خودشان را تشویق کردند و به تیم حریف هم توهینی نکردند.
من هم از شما و هواداران باتعصب داماش میخواهم همین روند را ادامه دهند و مثل بازی با سایپا به تیمهای حریف توهینی نکنند، مطمئنا چنین هوادارانی برای داماش یک وزنه محسوب میشوند و باز هم تاکید میکنم افتخار میکنم شهرم، چنین هواداران پر شوری دارد.

varesh-sport.com: نظرتان در مورد سایت وارش اسپرت-تارنمای هواداران داماش گیلان چیست؟ اگر عیب و ایرادی هم دارد بگویید…
فوق العاده است، یک سایت زنده است و هنگامی که واردش میشوید لذت میبرید و پشت سر هم خبر است و دوست ندارید به سایت دیگری بروید. به پسرم هم معرفی کردهام و از کانادا پیگیرش است. خیلی دوست دارم هر کمکی که از دستم بر میآید برای این سایت انجام دهم.
varesh-sport.com: از نظر لطف شما ممنونیم. در پایان میخواهیم در ادامه سیاست وارش اسپرت مبنی بر احترام به فرهنگ و زبان گیلکی، صحبت پایانی خود با مردمان سرزمین بارانهای نقرهای را به زبان گیلکی بفرمائید…
خائم بِگَم که هَر جا که ایسم عاشق رشت و اَنِ مَردوم ایسَم و همیشه میدیل اَشَنه تَپه و اومیدوار ایسَم ایته روز بِبه که کنار مَردومِ خوبِ رشت بِئسَم.
مصاحبه: مازیار و مهرداد

**در پایان مصاحبه به رسم قدردانی و تجلیل از امیر افتخاری، از سوی میلاد حسین پور یکی از کاربران وارش اسپرت، آلبومی از عکسهای امیر افتخاری به ایشان تقدیم شد**
یک پاسخ
با سلام
یک مصاحبه طول پرواز با آقای افتخاری انجام دادید وارش نپرسیدید الان کجا هستید وچکار میکنید!!!
حیف اسم خبرنگارکه روی شما بگذارند