وارش اسپرت – تارنمای هواداران داماش گیلان: عصر دوشنبه ۱۲ تیرماه وبسایت رسمی باشگاه داماش نامهای به نقل از امیر عابدینی مدیرعامل باشگاه داماش خطاب به هواداران داماش گیلان منتشر کرد که در ادامه خواهید خواند:
بسمه تعالی
" سخنی با یاران "
اعیاد شعبانیه بر همه خدمتگزاران صدیق مبارک باد
دیربازیست ورزش فوتبال جریانی زیبا و دلنشین را در استان گیلان به راه انداخته است که از جنس عشق و ایثاراست؛
عشق از آن جهت که هزاران هزار جوان و نوجوان، کودک و پیر گیلانی امروز با تیم داماش شهر باران زندگی میکنند، از پیروزیهایش لذت میبرند ودر شکستهایش خود را سهیم میدانند و ایثار از آن جهت که کانون این جریان یعنی دست اندرکاران تیم از بازیکن و کادر فنی تا مسئولان آن فقط با ازخودگذشتگی و فداکاری تیم را زنده نگه داشتهاند.
شاید برخی از مسئولان با خواندن این سطور شانه بالا اندازند و بگویند خوب که چه؟ اما این جریان عاشقانه بدون آنکه در استان هزینهای برای مسئولان داشته باشد به عنوان یکی از بزرگترین هنجارهای اجتماعی در خدمت استان بوده است که اگر نبود، معلوم نیست فقدانش تا چه مقدار هزینه از رهگذر افزایش ناهنجاریهای اجتماعی ایجاد میکرد.
به ادامه مطلب مراجعه فرمائید
چه میگویم؟ آیا کسی هست که بگوید دراین روزگار سخت که انواع دامهای انحراف را درمسیر جوانان و نوجوانان ما گستردهاند برای بچههای رشتی، فومنی، ماسالی، صومعه سرائی، لوشانی، رودسری، لنگرودی و لاهیجانی چه کرده است؟ درکجای برنامههای ما تا کنون قرار گرفتهاند جوانانی که در عرصههای ورزش، هنر، دانش و خرد زبانزد هستند و در دفاع مقدس کاری کردند کارستان؟ صادقانه بررسی کنیم که در این مناطق امکانات ورزشی با استاندارد بالا ساختهایم، سینما، تئاتر یا دانشگاهی در خورآنها به ارمغان آوردهایم؟
داماش گیلان که هیچ ربطی به موضوع امیر منصورآریا ندارد و باشگاهی مستقل بوده، توانسته است جوانان بیشماری را ازاین خطه سرسبز به خود معطوف کند. بیش از یازده ماه است در بوق و کرنا کردهاند که این تیم زمین میخورد.
آنهایی که در انتخابات فدراسیون فوتبال به خواسته اشان نرسیدند، به صرف آنکه بنده مدیریت داماش را به عهده دارم تا آنجا پیش میروند که برنامه خرید این تیم و نجاتش از بحران مالی را مختل میکنند و با کمک فردی خاص از عوامل خود آنقدر میکوشند تا خریدار، به جای داماش ملوان را بخرد. مبارک مردم عزیز انزلی باد. امیدوارم ملوان به سامان برسد.
اما داماش و هوادارن بیشمارش در بقیه استان هم، زمین نخواهند خورد. استاندار و نمایندگان سابق و لاحق مجلس شورای اسلامی و اعضای شورای شهر همدردی کردند و وعدهها دادند اما به هر دلیلی کاری از دست هیچ کس بر نیامد.
هواداران عزیز داماش!
اکنون در حالی که تنهای تنها ماندهام، قصه بلدرچین و برزگر را به یاد میآورم. گویی باید نگران مزرعه زیبایمان باشیم که برزگر کمر به نابودی آن بسته است وهیچ چارهای نداریم جز آنکه دست به زانوان خود زنیم و یاعلی گویان برخیزیم و این نگرانی را باخود تقسیم کنیم تا به مقصد برسیم.
" تیم فوتبال داماش گیلان " در " شهرباران " به حیات قدرتمند خود با شرف و غیرت ادامه میدهد، با سیلی صورت خود را سرخ نگه میدارد و به جای مسئولین دست خودرا به جانب درگاه احدیت دراز میکند، همو که تا کنون با الطاف و عنایت خود به دم این جریان عشق و ایثار دمیده است.
امیر عابدینی