وارش اسپرت – تارنمای هواداران داماش گیلان (نگارنده: علی عابد) : روز گذشته مطلبی در روزنامه خبرورزشی ویژه گیلان به قلم فرد معلوم الحالی به نام هامان حامدی راد چاپ شد که در آن به محبوبیت داماش در بین مردم رشت اشاره کرده و موفقیتهای این تیم را در بین ساکنین شهر باران بیارزش قلمداد نموده است! و در اظهار نظری جالب هواداران ملوان را پرشورتر توصیف نمودند که عاشقانه تیمشان را دوست دارند اما رشتیها نه!
طبیعتاً ایشان برای سخنان خود دلایلی هم آورد و بزرگترین دلیل آن عدم خوشحالی هواداران در سطح شهر بعد از پیروزی بزرگ مردان داماش برابر پرسپولیس در تهران بود!
جناب حامدی راد عزیز که خود را در این مطلب نماینده افکار عمومی و آگاه از قلوب مردم شهر رشت قلمداد میکنی و با بکار گیری جملاتی مضحک سعی در جذب مخاطب میکنی که این روزها این دلایل برای هیچ کس خریداری ندارد! شمائی که حتی برای یک بار هم برای دیدن تمرین و یا حتی بازیهای امسال داماش به ورزشگاه نیامدهای چگونه خود را آگاه از همه چیز میدانی؟ لطفاً خوب بخوانید!
شما و امثال شما که با قلم فرسایی بیهوده سعی در کوبیدن این تیم در طول فصل در جهت مقاصد شخصی خودتان داشتهاید باید بدانید که داماش در پوست و قلب و رگ و ریشه مردم این شهر جای دارد! میدانیم که نمیخواهید باور کنید؛ پس این مطلب را خوب بخوانید…
داماش در لیگ امسال سال پرفراز و نشیبی را پشت سر گذاشت، گاهی روی دور برد بود و گاهی بر روی دور شکست. بزرگترین مشکلی که میتواند برای یک تیم به وجود بیاید برای داماش به وجود آمد و هشت ماه بلاتکلیفی به معنای واقعی را طی کرد اما در این بین یک برنده واقعی همواره یارو یاور پشت و پناه داماش بود. شاید شما آنها را نمیشناسی! آنها کسی نبودند جز "هواداران داماش"…
هوادارانی که بیمزد و منت، نه به سان هواداران راه آهن با پول و ساندیس آمده بودند و نه مثل هواداران شهر همسایه با چند باخت قهر کردند! از روز اول (بازی با صنعت نفت) آمدند و تا اخرین روز (بازی با صبا) بودند، کوبیدند و فریاد زدند و تیمشان را تنها نگذاشتند!
شاید شما و امثال شما اینها را یادتان نیست یا خودتان را به ندیدن زدهاید جناب حامدی راد!
از بازی با صنعت نفت آبادان برایتان بگوییم که ورزشگاه مملو از هوادار شده بود و حتی سکوی هواداران تیم میهمان هم بینصیب از هواداران داماش نمانده بود؟ از بازی با تراکتورسازی در سردار جنگل بگوییم که با نبودن وسایل ایاب و ذهاب، جای سوزن انداخن در استادیوم وجود نداشت؟ از بازی با پرسپولیس در سردارجنگل که با وجود باران شدید و سردی هوا ۱۲هزار نفر به ورزشگاه آمدند؟! از بازی با استقلال در عضدی بگوییم که یک ساعت قبل از بازی ورزشگاه مملو از جمعیت شده بود؟ از بازی با ملوان بگویم که در روزهای عید که همه به مسافرت یا دید و بازدید مشغولاند حتی یک جای خالی هم در استادیوم پیدا نمیشد؟ از بازی با نفت تهران که همزمانش کرده بودند با بازی استقلال و پرسپولیس که باز هم هوادران استقبال فوق العادهای از بازی کردند و باوجود باخت تا لحظه آخر ایستادند بگوئیم و یا از بازی با پرسپولیس به زعم شما بزرگ در تهران بگوییم که با وجود مشکلات مالی هواداران، همین کسانی که شما میفرمائید علاقهای به این تیم ندارند با هزینه شخصی خود را به آزادی رساندند و سکوهایش را زیر پایشان لرزاندند؟ آیا واقعاً نمیبینی؟!
گویی در رشت زندگی نمیکنید و شعار معروف "قرمز و آبی ناریم…" را که سوگلیهای بزرگ شما را از بن و ریشه نفی میکند را نمیشنوی! همان شعاری که رشتیها و تمامی هواداران داماش در سطح استان از پیر و جوان و خردسال و… با غروری خاص و مثال زدنی میخوانند!
جناب حامدی رادِ عزیز؛ شما به سی کیلومتر آنطرفتر اشاره میکنی و ساکنین شهر همسایه را هوادارانی معرفی میکنید که به نسبت رشتیها خیلی بیشتر عاشقان تیمشان هستند؛ به عزا نشستن انزلیچیها با باخت تیمشان در جام حذفی و یا مانور موتورسواران کرمانی را دلیل بر شور و شعف میدانی؟! به راستی که لطیفهای جالب گفتی!
از کرمانی چه بگوییم که در بازی با قرمز و آبی بیشتر از نصف ورزشگاهشان به رنگ سرخ یا آبی در میآید و کسانی هم که به تشویق تیمشان میآیند نیز اکثرا به دشمنی از تیم مقابل سوگولی به استادیوم میآیند یا از حضور ۵۰۰ نفری آنها در بازیهایشان؟ چقدر عاشقند واقعا! و یا عاشقان بندری که میانگین حضورشان در لیگ امسال شاید به سه هزار نفر هم نمیرسد و اوج عدم حضورشان را میتوان در بازی با استقلال و تراکتور سازی دید در حالیکه ورزشگاه رشت در چنین روزهایی جای سوزن انداختن نداشت! مگر نه اینکه ملوان در قلب و ریشه انزلی چی هاست؟ پس در این بازیهای حساس که تیمشان نیاز شدیدی به آنها دارد کجا بودند؟ راستی هیچ میدانستید تنها بازی تیم همسایه که ورزشگاه به زحمت تقریباً به حالت پُر در آمد بازی با داماش بود؟! شاید فقط به این دلیل که ضد تیم شهر باران باشند نه به هواخواهی تیم خود…
نمیدانم متر و معیار شما برای سنجش عشق و علاقه چیست اما عشق و علاقه هواداران داماش را میتوانی علاوه بر حضو گسترده و شور و شوق و تشویقهای نود دقیقه ایشان، در پردهها و پلاکاردهایی ببینی که در ورزشگاه به صورت خود جوش نصب میشد! داماش این روزها نه تنها در رشت که در جای جای گیلان هوادار دارد و گیلانی با سری بالا به تیم شهرباران افتخار میکند؛ هوادارانی که در سختترین شرایط در کنار تیم خود ایستادند و فریادهای یاری طلبی از مسئولین را سردادند تا با افتخار بگویند " هشت ماه پول نداشتیم، غیرت رشتی داشتیم "؛ چرا چنین تعصب و غیرت مثال زدنی به یک تیم را در هواداران سایر تیمها نمیبینیم یا آنها در مشکلات تیمشان از خود مایه نگذاشتهاند و فقط به دشنام به تیم خودی روی آوردند؟!
شما که خود را نماینده افکار مردم میدانید! کجا بودید در آن هشت ماهی که داماش برای بیپولی خود به هر مقام و مسئولی متوسل میشد و انگار نه انگار؟ چرا حتی یکبار دست و دلتان برای این هواداران به قلم زدن نیفتاد؟ آقای دلسوز عزیز، کجا بودی آنروزها را؟ چرا با چنین مطالبی جایگاه خود را بیش از پیش در بین اهالی فوتبال و مردم گیلان خراب میکنی؟ حب و بغض شما گویا با مردم رشت و داماش تمامی ندارد!
اما از حرکات خودجوش و جشن و شادی در سطح شهر برایتان بگوییم… بعد از بازی با ملوان در انزلی پس از اینکه شیر بچههای داماشیای که به انزلی رفته بودند و تمامی سکوهای تیم میهمان را پر کرده بودند به رشت و میدان فرزانه رسیدند به جشن و پایکوبی خودجوش، از آنهایی که شما خیلی علاقه دارید پرداختند اما چیزی که نصیبشان شد چیزی جز چوب و باتوم به قصد متفرق کردن نبود!
حامدی راد عزیز که واقعا نمیدانیم چطور قلم را به دست اشخاصی چون شما میسپارند؛
مردم رشت امسال با عشق و علاقه حماسه آفریدند و با حضورشان در تمامی بازیهای داماش به همه دشمنان و بدخواهان داماش درس بزرگی دادند! درس ایستادگی و عشق به تیم و باشگاهی که نماینده هویت و غرورشان بود، تیمی که در بدترین روزها در حالیکه که تمامی مسئولین و اصحاب رسانه و… چشمشان را به مشکلاتش بسته بودند، پشتش ایستادند، نامش را فریاد زدند و برای موفقیتش هیچگاه ناامید نشدند، هیچ کس و هیچ چیز نتوانست جلویشان را بگیرد، حتی در روزهایی که در زمین مسابقه تیمشان خوب نتیجه نمیگرفت!
به قول قدیمیها این نیز گذشت و رو سیاهی برای ذغال ماند!
این روزها اگر در کوی و برزن و خیابانهای شهرباران قدم بزنی همه با سری بالا از تیم شهرشان میگویند و منتظر سالِ دیگر و آسیایی شدن تیمشان هستند! این روزها هیچ رشتی و گیلانیای نیست که به داماش افتخار نکند و از جایگاهی که با وجود تمامی این مشکلات به دست آورده نبالد!
وعده دیدار ما بازی با شهرداری تبریز، لطفاً تشریف بیاورید؛ شاید چشمان شما هم باز شد، معنی عشق و علاقه را فهمیدید!