وارش اسپرت – تارنمای هواداران داماش گیلان: بخش دوم و پایانی مصاحبه تفصیلی وارش اسپرت با علیرضا جهانبخش با سوالات متفاوتتری همراه بود…
varesh-sport.com: قبول داری که با توجه به جوان بودنت اگر در باشگاههای دیگر داخلی فوتبالت را ادامه میدادی احتمال سوختنت هم وجود داشت؟
همینطور است. در تیمهایی مثل پرسپولیس و استقلال روی هم رفته مسائل خارج زمین شاید بیشتر از مسائل داخل زمین در بازی کردن یک بازیکن تاثیرگذار باشد.
وقتی بحث پرسپولیس و سپاهان پیش آمد با خیلی از باتجربهها مثل مهدی مهدوی کیا، هادی عقیلی، محمد غلامی و… صحبت کردم که آنها عنوان میکردند تو ۱۰ سال دیگر هم میتوانی در ایران بازی کنی و فوتبالت را ادامه بدهی اما چند سال دیگر شاید رفتنت به اروپا سختتر شود.
برای مشاهده بخش دوم و پایانی مصاحبه
varesh-sport.com: در بحث تیم ملی به عدم توجه به داماش و چند باشگاه دیگر اشاره کردی. فکر نمیکنی که رسانهها هم در بحث تبلیغی و انعکاس اخبار نقش زیادی را در این مسئله ایفا میکنند. همانطور که یک باشگاه در هر بازی از این فصلش ۲ الی سه هزار هوادار داشته اما پرهوادار مطرح میشود و به داماش با این پتانسیل مردمی آنچنان که باید پرداخته نمیشود…
دقیقا! مانوری که سایتها، جراید و اصحاب رسانه میتوانند داشته باشند بسیار تاثیر گذار است. برنامهای مثل نود آنچنان وقتی برای داماش نمیگذارد و اتفاقات مثبتش را نشان نمیدهد یا این را نمیگوید که در فوتبال ایران همه به دنبال پول بودهاند اما بازیکنان داماش دو سال و به خاطر هوادارانشان و شرایط حاکم بر شهر رشت و تیم با پول اندک بازی کردهاند و توانستند با چنین شرایطی تیم را در لیگ برتر حفظ کنند. متاسفانه همواره برای داماش موارد حاشیهای بزرگ نمایی شده است.
روی هم رفته جو چندان مناسبی نسبت به این تیم و شهر توسط رسانهها حاکم نیست. شاید اگر داماش بتواند به همان ثباتی که نیاز است برسد و به یک قطب تبدیل شود این مسائل کم کم حل میشود.
varesh-sport.com: یعنی تنها راه حل این مشکلات تبدیل شدن به قطب و ثبات است و راه زود بازدهای وجود ندارد؟
مطمئنا مسئله ثبات و تبدیل به قطب شدن خیلی میتواند تاثیر گذار باشد.
چیزی را که در مردم رشت خیلی دوست دارم این است که خودشان را خیلی دوست دارند و این خیلی خوب است یک شخص خودش و مردمش را دوست داشته باشد. البته همین مسئله هم باعث شده مردم رشت به اتفاقات و تصمیماتی که بر ضررشان است فورا عکس العمل نشان دهند و این عکس العملها باعث میشود طرف مقابل عکس العمل بزرگتری نشان دهد.
به عنوان مثال همین قضیه رئیس کمیته انضباطی و کل کلی که بین او و هواداران داماش به وجود آمده است. به نحوی که هر بار رایی صادر میکند مورد اعتراض هواداران قرار میگیرد و شاید به نوعی او هم در پاسخ رای دیگری را بر علیه داماش صادر میکند.
varesh-sport.com: در مقطعی از فصل افت کردی این را قبول داری؟ دلیلش چه بود؟
قبول دارم. به خاطر فشار روانی خاصی که وجود داشت این اتفاق افتاد… مردم از من انتظار داشتند و وقتی یکی دو بازی نتوانستم آن بازی همیشگیام را به نمایش بگذارم به لحاظ روحی و روانی تحت فشار قرار گرفتم. این اتفاقات در مقطعی صورت گرفت که با تیمهای آلومینیوم، سایپا و مس کرمان بازی داشتیم و میتوانستیم مقابل این تیمها نتیجه بگیریم تا کار به روزهای آخر کشیده نشود اما متاسفانه آنطور که ما انتظارش را داشتیم نشد. خدا را شکر از بازی با پیکان که یکی از مهمترین بازیهایمان در این اواخر بود توانستم به آن شرایط روحی و روانی مناسب برسم و خدا را شکر پس از این بازی روندم بهتر شد.
varesh-sport.com: در دوران حمید درخشان هم به نظر ایشان فشار خاصی را بر تو تحمیل میکرد؟ گاها میشنیدیم که حمید درخشان وسط بازی دادهای عجیب و غریبی هم بر سر برخی از بازیکنان از جمله خودت میکشید.
خوب نمیخواستم از این مسئله حرف بزنم اما درست میگویید و بخشی از این فشارها میتوانست به همین مسئله برگردد. مخصوصا این فشارها بر روی من و حسین ابراهیمی خیلی بیشتر بود…
حمید درخشان بیرون از کار مربیگریاش و در روابط با بازیکنان آدم خوبی بود اما وقتی در زمین بودیم برخوردش به عنوان یک مربی با بازیکنان چندان مناسب نبود. شاید در جو تیم چندان خوب نباشد که به کاپیتان تیمت هر حرفی را بزنی اما آقای درخشان گاهی خطاب به آقا رضا خیلی تندی میکرد.
البته در فوتبال حرفهای این داد و فریادها شاید تا حدی طبیعی هم باشد. ما همیشه در این مسائل محمد سیاه را مثال میزنیم که حمید درخشان به بدترین شکل بر سر او فریاد میزد اما او خیلی بیخیال بود. (با خنده)
varesh-sport.com: در بازی مقابل پرسپولیس در جام حذفی پنالتی نزدی… چرا؟
سه روز قبل از بازی سرماخوردگی داشتم و سه تا آمپول هم زده بودم و از طرفی با توجه به اینکه حرف و حدیثهایی در خصوص پیوستن من به پرسپولیس پیش آمده بود دوست نداشتم که ذهنها هم منحرف شود.
varesh-sport.com: بعد از آن بازی برخی رسانهها به شکلی عجیب بحث اتهام کم کاری در مقابل پرسپولیس را مطرح کردند در حالی که هواداران و کادرفنی از تو راضی بودند. قضیه چه بود؟!
از چند خبرگزاری و روزنامه با من تماس گرفتند و این قضیه را گفتند. خیلی برایم جالب بود که برچه اساسی چنین چیزی را مطرح کردند و دنبال چه چیزی بودهاند! در آن بازی من هر آنقدر که میتوانستم تلاش کردم و با هر کسی هم که مصاحبه میکردم میگفتم که مهم کادرفنی، بازیکنان و هواداران هستند که خدا را شکر از من راضی بودند.

varesh-sport.com: بعد از آن بازی هم تمام تیم تشویق شد و البته ابوذر رحیمی هم به شکل جداگانه و ویژه، علی رغم آنکه پنالتیاش را از دست داد.
این مسئله خیلی برای من، بچهها و خود ابوذر جالب بود. من فکر میکنم درست است که مردم به خاطر از دست دادن آن بازی ناراحت بودند اما کاملا متوجه این بودند که بچهها هر آنچه که در توان داشتند را دریغ نکردند و از جان و دل بازی کردند.
varesh-sport.com: چند کلمه میگوییم و هرچه به ذهنت رسید بگو.
داماش: اول و آخر
رشت: بهترین شهر ایران
جیرنده: زادگاه پدری و مادری
امیر عابدینی: مهمترین عامل پیشرفت
محمدرضا مهدوی: واقعا دوست داشتنی
اروپا: هدف
وارش اسپرت: بهترین سایت اطلاع رسانی هواداری ایران
varesh-sport.com: و هواداران داماش…
ارتباط خوبی با هواداران داماش داشتم و واقعا خیلی دلم برایشان تنگ میشود. باید برای پیشرفتم این انتخاب را میکردم اما مطمئن باشید من داماش، هوادارانش و بازیکنانش را همیشه در ذهنم نگه میدارم و هیچوقت فراموش نمیکنم که کجا و چه کسانی باعث پیشرفتم شدند و واقعا بهترینها را برای مردم رشت و هواداران داماش در استان گیلان آرزو میکنم.
varesh-sport.com: خوب حالا که اینطور شد یک جمله بساز با داماش، هواداراش و بازیکناش!
(می خندد). امیدوارم داماش به همراه هواداراش و بازیکناش را یک روزی در سطح اول ایران و آسیا ببینم.
varesh-sport.com: اگر خودت هوادار بودی در کدام قسمت از استادیوم پیر عضدی مینشستی؟
اگر به عنوان یک هوادار و برای تشویق میخواستم جایگاهی را انتخاب کنم فکر میکنم جایگاه پشت دروازه یا همان تیفوسیها را انتخاب میکردم و اگر به عنوان هواداری که بیشتر دنبال نگاه کردن فوتبال است پشت نیمکت تیم خودمان را انتخاب میکردم چون آرامتر است.
varesh-sport.com: اگر در شهر رشت بخواهی زندگی کنی کجایش را انتخاب میکنی؟
شک نکنید منظریه!
varesh-sport.com: چرا شماره ۳۰؟!
سال قبل سهمیه پایه بودم و باید عددی را بالای شماره ۲۵ انتخاب میکردم که شماره ۳۰ را برایم درنظر گرفتند. اما امسال با توجه به اینکه با این شماره جا افتاده بودم تصمیم گرفتم که همین شماره را باز هم بپوشم. حتی دوست داشتم که در باشگاه بعدیام هم شماره ۳۰ را بپوشم اما گویا شماره ۷ را برایم در نظر گرفتهاند.
varesh-sport.com: بهترین شعاری که از هواداران داماش شنیدی کدام شعار است؟
اگر منشوریاش را بخواهید بدانید آن شعاری یک سمت اِ و سمت دیگر اُ (با حرکت دست) میگویند را انتخاب میکنم که خیلی جالب است (می خندد). فکر میکنم بازی شاهین بوشهر سال قبل یکی از بهترینهای این حرکت بود. جالب اینجاست که در اردوهای تیم ملی امید هم خیلی از این حرکت میگفتند و خوششان آمده بود.
بین شعارهای غیر منشوری هم هم شعار قرمز و آبی نریم، هر کی بایه ترکانیم خیلی قشنگ است.

varesh-sport.com: نظرت راجع به ایده حروف رشت به لاتین که در ۵ بنر آبی و قرمزِ سه در دو متر توسط وارش اسپرتیها در عضدی به نمایش درآمد؟
واقعا خیلی قشنگ بود و یک جا هم دیدم که عضدی را با استادیومهای بزرگ دیگر جهان مقایسه کرده بودند. این حرکات خیلی خوب است و اتحاد هواداران را نشان میدهد و باعث همبستگی بیشتر آنان میشود. مثلا در هواداران دورتموند دیدید که یه چیز زرد رنگ میگیرند و با آن دیواره زرد میگویند… اگر این نوع حرکات بیشتر شود خیلی در همبستگی و اتحاد هواداران و البته جو سنگین استادیوم تاثیردارد.
varesh-sport.com: در بین لباسهای داماش در چند سال اخیر کدام طرح را بیشتر دوست داشتی؟
آن طرح و رنگ فیروزهای داماش که اختصاصی بود جالب بود اما لباس آبی با رگههای قرمز داماش که در فصل گذشته و اواخر امسال استفاده کردیم فکر میکنم بیشتر مورد پسند بود مخصوصا با آن نوشته "داماش شهر باران" که آقای عابدینی هم روی این مسئله تاکید داشتند.
varesh-sport.com: و نوشته زیر پیراهن اصلی، امامزاده حنفیه. مثل اینکه اعتقاد خاصی به این امامزاده هم داری…
امامزاده حنفیه در منطقهای نزدیک به محل پدر و مادرم است و همیشه وقتی که به محل خانوادگیام میرفتم آنجا زیارت میکردم. این امامزاده در جایی کم نام و نشان قرار گرفته است اما من و پدر و مادرم اعتقاد خاصی به آن داریم و جالب این است که مادرم هرگاه میخواهد برایم نذر کند آنجا نذر میکند.
البته زیر پیراهنم هم "یا امامزاده حنفیه" را نوشته بودم و هم "یا دانای علی" را داشتم، اما متاسفانه فرصتش پیش نیامد تا این نوشته را هم پس از گلزنی نشان دهم. در زمانی که تحت فشار بودم و قبل از بازی پیکان که از کنار دانای علی رد میشدم از او خواستم به من کمک کند و در بسیاری از بازیها هم این پیراهن را پوشیدم اما متاسفانه قسمت نشد که این پیراهن را نشان دهد.
varesh-sport.com: از جیرنده بگو… زادگاه پدر و مادرت، چطور جاییست؟
در اصل منطقه پدر و مادر من خود منطقه "داماش" است. به قول آقای عابدینی که به من میگوید تو اورجینال داماشی هستی (با خنده).
منطقه داماش به شکلی است که ییلاق و قشلاق میکنند و شش ماه از سال را در این منطقه میگذرانند و شش ماه بعد را در جیرنده. بسیاری از فامیلهای نزدیکم مثل عمو و پدربزرگهایم آنجا هستند.
البته من متولد قزوین هستم و به واقع بعد از زلزله ۶۹ رودبار بسیاری از مردم آن منطقه که خانه، زندگی و خانوادهشان را ازدست داده بودند، برای شروع کار و زندگی جدید اکثرا به سمت قزوین رفتند اما خیلی به منطقه داماش و جیرنده میروم و کودکیهایم را با بازی فوتبال در آنجا گذراندهام.
varesh-sport.com: آرزویت این است که در اوج فوتبالت به کدام باشگاه مطرح بروی؟
چند وقت پیش که با آقا مهدی (مهدوی کیا) صحبت میکردم و در مورد اتفاقات اخیر حرف زدیم به من گفت که آینده تو را در فوتبال آلمان میبینم و بعد از یکی دوسال بازی در هلند میتوانی به این کشور بروی و در سطح اول آلمان بازی کنی. آقای عابدینی هم میگوید فوتبالت را در اسپانیا میبینم و البته خودم هم فوتبال اسپانیا را دوست دارم.

varesh-sport.com: وارش اسپرت را چطور میبینی؟
معمولا یک روز بعد از بازیهای به سایت سر میزنم واطلاعات مربوط به بازی و نظرات را میخوانم. به تاپیک مخصوص به خودم هم وقتهایی که در آن فعالیت میشود سر میزنم. فضای بسیار خوبی دارد و مطمئنا بعد از رفتنم هم خبرهای داماش را از این طریق دنبال میکنم و سر میزنم.
varesh-sport.com: و حرف آخر. (از جهانبخش خواستیم که حرف آخر را به زبان بومی محلی خودشان برایمان بگوید و او هم همین کار را کرد منتهی با توجه به آشنایی کم ما با لهجه او برای اینکه در نوشتار برخی کلمات سهوا اشتباهی را مرتکب نشویم، حرف پایانی را به فارسی نوشتیم.)
قبل از هر چیز تشکر میکنم از شما که اینقدر زحمت میکشید و این وقت را هم برای من در نظر گرفتید و با من مصاحبه کردید. از همه هواداران هم باید تشکر کنم که در این مدت خیلی از من حمایت کردند و به من کمک کردند. از همه مربیانم که در باشگاه داماش یا تیم ملی با آنها کار کردم و به من کمک کردند و همینطور بازیکنانی که در کنارشان بازی کردم و خیلی چیزها از آنها یاد گرفتم تشکر میکنم. امیدوارم آن چیزی که هوادارانمان انتظار داشتند را توانسته باشم برآورده کنم و از من بوده راضی باشند. امیدوارم با رفتم از داماش به اروپا باعث پرآوازهتر شدن نام داماش شوم و شرایط به گونهای شود که داماش به آن چیزی که حق بازیکنان، کادرفنی، هواداران و مردم است برسد. آرزوی بهترینها را برای شما و همه هواداران داماش دارم.
* در پایان مصاحبه تابلو عکسی از جهانبخش به یادگار توسط وارش اسپرت به وی اهدا شد.
مصاحبه: مهرداد ثابت- مازیار اصغرزاده
عکس: علی خیرخواه
دیگر حاضرین:
hamed3 و mahyarmaya