وارش اسپرت – تارنمای هواداران داماش گیلان: … در شرایطی که دوربینهای تلویزیونی هم همواره نشان دادهاند هیچ وقت جهت دوربینهای خود را به سمت حمایتهای پرشور گیلانیها از داماش نمیبرند، و در مقابل با مشاهدهٔ کوچکترین نارسایی در عملکرد سکوها، سعی در انعکاس همه جانبهٔ آن خواهند داشت، دیگر مجالی برای تکرار اشتباهات گذشته توسط هیچ هوادار متعصبی باقی نمیماند.
جهنم یا بهشت عضدی!
باز هم دلها برای بهشت عضدی پرکشیده است…
نزدیک به دو ماه از آخرین حضورمان در ورزشگاه عضدی میگذرد و در این مدت نه استادیوم رشت آن شور و نشاط را به خود دیده و نه هواداران داماش توانستهاند جهنم عضدی را به رخ حریفان بکشند.
قصد مرور اتفاقات تلخ این مدت را نداریم، تنها به این نکته اشاره میکنیم که هواداران هرگز بدخواه تیم محبوبشان نبوده و نیستند…
متن کامل در ادامه مطلب
مسابقه با گهر زاگرس درود از دو جهت دارای اهمیت است. نکته اول این دیدار استقبال از هواداران درود است، درودیهایی که در بازی معروف پلی آف ۸۹ و برای حمایت از تیم هم نام گیلانی خود به ورزشگاه آبادان رفته و رفتارهای دور ازشان و زنندهٔ هواداران صنعت نفت را به بهای حمایت از داماش گیلان به جان خریدند و بدون شک اکنون در کنار همین رقابت ورزشی تنگاتنگ در لیگ، بهترین زمان برای قدردانی از تماشاگران درود است؛
نکته دوم که باید به آن اشاره کرد، گشودن فصلی جدید در تفکر گروهی بین تماشاگران و طرفداران داماش گیلان است.
در شرایطی که نگاه غرض (بخوانید کینه) ورزانهٔ فدراسیون فوتبال از طرفی و آرای دور از عدل و انصاف کمیتهٔ انظباطی از طرفی دیگر بر همگان آشکار است، بر ماست که با هوشیاری کامل مانع از بهانه تراشی عوامل یادشده برای ااعمال تنبیه، تحریم و جریمه علیه باشگاه و هواداران تیم شویم.
با توجه به شرایط سخت تیم در لیگ، انتظار چنین هوشیاری از هوادارانی که شرایط سخت لیگ قبل را با انبوه مشکلات و با بهترین نمره پشت سر گذاشتهاند، انتظار بیجایی نیست.
ضرب شصت خصوصی سازی!
از زمان ورود فوتبال به رشت بیشترین ضربه بر پیکرهٔ فوتبال این شهر از بخش خصوصی بوده است. در توجیه این مساله و بدون زیر سوال بردن اصل سرمایه گذاری بخش خصوصی در ورزش، باید گفت در سیستمی که روند فعالیت بخش دولتی و خصوصی در کنارهم به درستی نهادینه نشده و گاها عرصهٔ رقابت ورزشی تیمهای خصوصی و دولتی به جنگ قدرت بخش خصوصی تحت حمایت مالی افراد و موسسات از طرفی و بخش دولتی تحت حمایت بیچون و چرای دولتی از طرفی دیگر تبدیل میشود، دلسردی و یاس سرمایه گذاران از ادامهٔ فعالیت در بخش ورزش در کنار مدیریتهای غیر اصولی، رمقی برای فوتبال مبتنی بر سرمایههای خصوصی رشت باقی نمیگذارد.
روند خصوصی سازی تیمهای رشت از سپیدرود خروشانش تا به اکنون که داماش پرچمدار فوتبال آن در لیگ برتر است ادامه داشته و میتوان رشت را با سپیدرود که دارای بیش از چهار دهه سابقه و داماش به عنوان میراث دار ابوذر و استقلال با بیش از سه دهه سابقه فعالیت خصوصی، مهد خصوصی سازی در فوتبال کشور نامید که تیمهای آن هرگز از حمایت و امکانات دولتی و بعضا نظامی، استفاده نکردهاند و شاید این استقلال، افتخار برای مردمان دیاری باشد که اسطورهاش هیچ گاه تن به ذلتِ سرسپردگی و جیره نداد…
اما مورد دیگری که میتوان از آن به عنوان عاملی برای ضربه به پیکرهٔ فوتبال رشت اشاره کرد، به حاشیه رفتن سکوهاست.
فوتبال رشت که در سال گذشته نشان داد در سایهٔ اتحاد و هم دلی سکوها میتواند بر تمام حاشیههای مالی و بعضا ضعفهای تیمی چیره شود، به جاست که همچنان با اجتناب از حاشیههای جاری، زمینهٔ بروز پتانسیل در جهت احقاق حقوق نادیده گرفته شدهٔ خود را فراهم و حفظ نماید.
در شرایطی که دوربینهای تلویزیونی هم همواره نشان دادهاند هیچ وقت جهت دوربینهای خود را به سمت حمایتهای پرشور گیلانیها از داماش نمیبرند، و در مقابل با مشاهدهٔ کوچکترین نارسایی در عملکرد سکوها، سعی در انعکاس همه جانبهٔ آن خواهند داشت، دیگر مجالی برای تکرار اشتباهات گذشته توسط هیچ هوادار متعصبی باقی نمیماند.
گیل مرد!
اکنون خوب است گیله مردان به خود یادآور شوند در تاریخ سرزمینی که از حمله شاه عباس به آن تا نهضت جنگل، همواره بزرگترین ضربه از ناحیهٔ تفرقهٔ مردمانش بوده، باید اختلافات داخلی را کنار گذاشت و برای موفقیت عشق و غرور مشترک گیل مردان و گیل زنان، باید کدورتها را کنار گذاشت و یکپارچه و متحد از شهر و تیممان حمایت کنیم.
این را بدانیم که اتحاد ما گیله مردان داماش را به اوج خواهد رساند.
آن جایی که تمامی افراد رفتنی هستند و نام رشت است که باقی میماند…
نگارنده: مازیار
باتشکر از محمدجواد منفرد